[ گفت من « 1 » ] بخواب ديدم كه گفتند « 2 » اگر اين عزم [ كه تو كردهء كه چشم را دارو نكنم « 1 » ] بر اهل دوزخ بودى همه را از آنجا بيرون آوردى « 3 » .
جنيد گويد در خواب « 4 » ديدم كه [ مردمان را « 1 » ] سخن مىگفتمى فريشتهء بيامدى ، مرا گفتى چه چيز بهتر بود از عملها كه بنده بدان تقرّب نمايد به خداوند تعالى گفتم عملى پنهان ، به ميزان شرع ، فريشته برگرديد « 5 » و گفت [ كلامى « 1 » ] موفّق است [ و اللّه ] .
[ مردى علاء زياد را گفت در خواب ديدم كه مرا گفتند كه تو از اهل بهشتى گفت مگر شيطان خواست كه مرا مغرور كند يكى بياورد « 6 » كه برابر من بگويد كه تو از اهل بهشتى .
عطاء سلمى را در خواب ديدند گفتند كه تو هميشه اندوهگن بودى در دنيا ، خداوند جلّ جلاله با تو چه كرد . گفت و اللّه كه آن اندوه مرا براحت و شادى ابد رسانيد ، او را گفتند در كدام درجهء تو گفت مع الّذين انعم اللّه عليهم من النبيّين و الصّدّيقين .
اوزاعى را بخواب ديدند گفت هيچ درجه نديدم آنجا برتر از درجهء علما پس آنگاه درجهء اندوهگنان .
نباجى گويد بخواب ديدم كه مرا گفتند هركه بر خداى اعتماد كند ، به روزى
هامش
( 1 ) - مب : ندارد .
( 2 ) - مب : كسى گويد .
( 3 ) - مب : بيرون آوردى از دوزخ .
( 4 ) - مب : از جنيد حكايت كنند كى گفت بخواب .
( 5 ) - مب : مرا پرسيد كى نزديكترين تقربى كى متقربان كنند به خداى چيست من گفتم عملى خفى از فريشته از من برگشت . متن عربى : عمل خفى به ميزان وفى . عملى پنهان به سنگ تمام .
( 6 ) - اصل : بيار . مطابق متن عربى اصلاح شد .