تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 716

مساهمون:

ص٧١٦
[ گفت من « 1 » ] بخواب ديدم كه گفتند « 2 » اگر اين عزم [ كه تو كردهء كه چشم را دارو نكنم « 1 » ] بر اهل دوزخ بودى همه را از آنجا بيرون آوردى « 3 » . جنيد گويد در خواب « 4 » ديدم كه [ مردمان را « 1 » ] سخن مىگفتمى فريشتهء بيامدى ، مرا گفتى چه چيز بهتر بود از عملها كه بنده بدان تقرّب نمايد به خداوند تعالى گفتم عملى پنهان ، به ميزان شرع ، فريشته برگرديد « 5 » و گفت [ كلامى « 1 » ] موفّق است [ و اللّه ] . [ مردى علاء زياد را گفت در خواب ديدم كه مرا گفتند كه تو از اهل بهشتى گفت مگر شيطان خواست كه مرا مغرور كند يكى بياورد « 6 » كه برابر من بگويد كه تو از اهل بهشتى . عطاء سلمى را در خواب ديدند گفتند كه تو هميشه اندوهگن بودى در دنيا ، خداوند جلّ جلاله با تو چه كرد . گفت و اللّه كه آن اندوه مرا براحت و شادى ابد رسانيد ، او را گفتند در كدام درجهء تو گفت مع الّذين انعم اللّه عليهم من النبيّين و الصّدّيقين . اوزاعى را بخواب ديدند گفت هيچ درجه نديدم آنجا برتر از درجهء علما پس آنگاه درجهء اندوهگنان . نباجى گويد بخواب ديدم كه مرا گفتند هركه بر خداى اعتماد كند ، به روزى
هامش
( 1 ) - مب : ندارد . ( 2 ) - مب : كسى گويد . ( 3 ) - مب : بيرون آوردى از دوزخ . ( 4 ) - مب : از جنيد حكايت كنند كى گفت بخواب . ( 5 ) - مب : مرا پرسيد كى نزديك‌ترين تقربى كى متقربان كنند به خداى چيست من گفتم عملى خفى از فريشته از من برگشت . متن عربى : عمل خفى به ميزان وفى . عملى پنهان به سنگ تمام . ( 6 ) - اصل : بيار . مطابق متن عربى اصلاح شد .