تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣
جوانى شد و اين « 1 » جوان اندر [ حال « 2 » ] نزع بود پيغامبر گفت صلّى اللّه عليه و سلّم « 3 » خويشتن را چون مىيابى گفت اميد مىدارم به خداى و مىترسم از گناهان خويش پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم « 4 » گفت اميد و ترس اندرين وقت ، جمع نيايد اندر دل مؤمنى « 5 » الّا خداوند « 6 » تعالى آنچه اميد مىدارد بدهد [ ش « 2 » ] و از آنچه مىترسد [ وى را « 2 » ] ايمن گرداند « 7 » . [ استاد امام رحمه اللّه گويد « 2 » ] حال ايشان ، بوقت نزع ، مختلف بود « 8 » بعضى از ايشان غالب [ حال ] هيبت بود و بعضى را غلبه ، رجا بود و بعضى را كشف كند « 9 » [ در آن حال كه او را سكون واجب كند و ظنّ نيكو ] . ابو محمّد جريرى گويد اندر نزديك جنيد بودم بوقت « 10 » نزع ، روز آدينه و روز نوروز بود « 11 » و وى قرآن همىخواند [ و قرآن « 2 » ] ختم كرد « 12 » گفتم اندرين حال يا ابا القاسم « 13 » گفت اولاتر از من به اين كيست « 14 » و هم اكنون
هامش
( 1 ) - مب : و آن . ( 2 ) - مب : ندارد . ( 3 ) - مب : پيغامبر عليه السلام وى را گفت . ( 4 ) - مب : اميد به خداى همىدارم و از گناه خويش مىترسم . ( 5 ) - مب : در دل مؤمنى جمع نشود در چنين وقت . ( 6 ) - مب : كى خداى . ( 7 ) - مب : كند . ( 8 ) - مب : اما اين طايفه را حال در وقت نزع مختلف بوده است . ( 9 ) - مب : بود . ( 10 ) - مب : شدم در حال . ( 11 ) - اصل : روز آدينه بود روز نوروز . ( 12 ) - مب : تا ختم كرد . ( 13 ) - مب : و من گفتم يا ابا القاسم درين وقت قرآن همىخوانى . ( 14 ) - مب : بدين كى خواهد بود .
رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 523 | ابو القاسم عبد الكريم القشيري / بديع الزمان فروزانفر