تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
كسى ديگر گويد ازين طايفه « 1 » ، دعا دست به داشتن گناه بود . و گفته‌اند دعا زبان آرزو « 2 » بود بدوست . [ و گفته‌اند دستورى بدعا از جملهء عطا باشد . كتّانى گويد هرگز خداى بندگان را زبان گشاده نكند بعذر تا در مغفرت گشاده نكند « 3 » ] . و گفته‌اند دعا ، ترا به حضرت آرد و عطا ، ترا از حضرت برگرداند و بر درگاه بودن تمام‌تر از آنك بازگشتن « 4 » . و گفته‌اند دعا سخن گفتن بود [ روياروى « 3 » ] با حقّ [ تعالى « 3 » ] به زبان شرم . [ و گفته‌اند شرط دعا ايستادن بود با قضا به وصف رضا . و گفته‌اند از خداى اجابت چون چشم دارى و راه اجابت ببستهء به زلّتها . يكى را گفتند مرا دعا كن . گفت ترا اين بيگانگى بس كه ميان تو و او ، واسطهء مىبايد « 3 » ] . حكايت كنند كه زنى به نزديك « 5 » تقىّ بن مخلد آمد « 6 » و گفت پسرى از آن من بروم اسير مانده است « 7 » ، هيچ‌چيز ندارم مگر سرائى و آن را نتوانم فروخت اگر اشارتى كنى تا مگر كسى او را بازخرد كه مرا به شب و روز خواب و قرار نيست « 8 » [ تقى ] گفت
هامش
( 1 ) - مب : و كسى ازين طايفه گفته است . ( 2 ) - مب : اشتياق . ( 3 ) - مب : ندارد . ( 4 ) - مب : موجب حضور است و اجابت موجب بازگشتن و مقام بر درگاه تمام‌تر از بازگشتن بنعمت . ( 5 ) - مب : پيش . ( 6 ) - مب : شد . ( 7 ) - مب : اسير برده‌اند . ( 8 ) - مب : برده‌اند دعا كن تا حق تعالى او را خلاص دهد . اصل : مطابق متن عربى است .
رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 449 | ابو القاسم عبد الكريم القشيري / بديع الزمان فروزانفر