عمر گويد رضى اللّه عنه [ استقاموا ] يعنى كه روباهبازى نكند .
قول صدّيق رضى اللّه عنه با مراعات اصول شود [ اندر توحيد « 1 » ] و قول عمر رضى اللّه عنه اشارت كند بر ترك طلب تأويل و قيام كردن به شرط عهد .
[ ابن عطا گويد استقاموا اى كه دل با خداى نگاه دارند جز او اندر دل ايشان راه نبود « 1 » ] .
ابو على جوزجانى « 2 » گويد صاحب استقامت باش نه جويندهء كرامت « 3 » كه نفس تو كرامت خواهد و خداى عزّ و جلّ از تو استقامت خواهد « 4 » .
در حكايت همىآيد كه بو على شبوى « 5 » گفت كه پيغامبر را صلّى اللّه عليه و سلّم بخواب ديدم گفتم يا رسول اللّه از تو روايت همىكنند تو گفتى سورهء هود مرا پير كرد چه [ چيز بود در آنجا كه ] پير كرد ترا قصّهاء پيغمبران يا هلاك امّتان گفت نه [ اين و نه آن ] و ليكن آنك گفت فاستقم كما امرت .
و گفتهاند استقامت را كس طاقت ندارد مگر بزرگان زيرا كه [ استقامت ] بيرون آمدن است از عرف و عادت [ و رسم « 6 » ] ، و قيام كردن بفرمان خداى عزّ و جلّ بر حقيقت صدق و ازين بود كه پيغمبر « 7 » صلّى اللّه عليه و سلّم گفت استقيموا
هامش
( 1 ) - مب : ندارد .
( 2 ) - مب : جرجانى . اصل : با متن عربى مطابق است .
( 3 ) - مب : نه صاحب كرامت .
( 4 ) - مب : و خداى تعالى استقامت .
( 5 ) - مب : شنويى . متن عربى ، نسخهء موزهء بغداد : شنوى . هر دو با نون قبل از واو . چاپ مصر ، شرح زكرياى انصارى : شبوى . هر دو با باء حرف دوم ابجد و در مأخذ اخير اينگونه ضبط شده است : بفتح المعجمة و ضم الموحدة و كسر الواو المشددات .
( 6 ) - مب : ندارد .
( 7 ) - مب : رسول .