و لا تكونوا كالّتى نقضت غزلها من بعد قوّة انكاثا هركه اندر صفت خويش مستقيم نبود از آنجا كه بود فراتر نشود و رفتن او بر طريق درست نبود [ و ] ابتداء اين كار بر شرط استقامت است همچنانكه حق عارف در نهايت [ ادب « 1 » ] استقامت است « 2 » و نشان استقامت اهل بدايت آنست كه فترت بنيفتد اندر كار ايشان « 3 » و نشان استقامت آن گروه كه از بدايت فراتر شدند [ و به نهايت نرسيدند « 1 » ] آنست كه فرونمانند « 4 » ، و نشان استقامت اهل نهايت آن بود كه حجاب را اندر مواصلت ايشان راه « 5 » نبود .
از استاد ابو على دقّاق شنيدم رحمه اللّه كه گفت استقامت بر سه درجه است تقويم است و استقامت و اقامت ، تقويم ، تأديب نفس بود و اقامت ، تهذيب دلها و استقامت تقريب اسرار .
[ بو بكر ] صدّيق رضى اللّه عنه گويد اندر معنى قول خداى عزّ و جلّ « 6 » [ كى گفت ثمّ ] استقاموا اى كه « 7 » شرك نيارند .
هامش
( 1 ) - مب : ندارد .
( 2 ) - متن عربى : فمن شرط المستأنف الاستقامة فى احكام البداية كما ان من حق العارف الاستقامة فى آداب النهاية . پس يكى از وظايف مبتديان طريقت پايدارى در احكام بدايت و وظايفى است كه بر مبتدى واجب است چنانك حق عارف كه منتهى است پايدارى در آداب نهايت طريق است . اصل ، مب : هر دو ناقص است .
( 3 ) - مب : كى اندر كارهاء ايشان فترت نيفتد .
( 4 ) - متن عربى : و من امارات اهل الوسائط ان لا يصحب منازلتهم وقفة : و يكى از نشانهاى متوسطان كه در نيمه راهند آنست كه ايست و وقفهاى با منازلهء ايشان همراه نباشد يعنى كه پيوسته و بىقراروار طى طريق كنند .
( 5 ) - مب : دخل .
( 6 ) - مب : گويد در قول خداى تعالى .
( 7 ) - مب : يعنى .