كه او را مىبينى دانى كه او ترا مىبيند « 1 » گفت راست گفتى « 2 » [ و حديث تا آخر « 3 » ] .
استاد امام گويد رحمه اللّه پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم به اين قول كه گفت « 4 » اگر تو او را نبينى دانى كه او ترا مىبيند اشارت به مراقبه كرد زيرا كه مراقبت دانش بنده بود باطّلاع حق بر وى و استدامت اين علم مراقبت [ خداى ] بود و اين اصل همه چيزها بود و [ كس ] بدين درجه نرسد مگر پس از آنك از محاسبهء خويش فارغ شده باشد و چون شمار گذشت خويش « 5 » بكند و حال خويش اندر وقت باصلاح آرد و طريق [ حق ] « 3 » را ملازمت كند و ميان خويش و خداى نيكو كند بمراعات دل ، و انفاس خويش با خداى « 6 » نگاه دارد در همه احوال و داند كه [ حق سبحانه و تعالى ] او را مىبيند « 7 » و بدل او نزديكست ، احوال او مىداند [ و افعال او مىبيند ] و اقوال او مىشنود ، و هركه ازين جمله غافل بود « 8 » او دور است از بدايات وصلت فكيف از حقايق « 9 » قربت .
جريرى گويد هركه حاكم نكند ميان خويش و ميان خداى تقوى را و مراقبت را ، بكشف مشاهده نرسد .
[ از استاد ابو على رحمه اللّه شنيدم كه اميرى بود و وى را وزيرى بود و در پيش او به يكى از غلامان او نگريست كه بر سر او ايستاده بود بىتهمتى كه در دل او
هامش
( 1 ) - مب : احسان آن بود كه چون خداى تعالى را پرستى چنان دانى كه او را همىبينى اگر نتوانى بارى چنان دانى كه او ترا مىبيند .
( 2 ) - مب : گفت صدقت .
( 3 ) - مب : ندارد .
( 4 ) - مب : آنك پيغامبر گفت عليه السلام :
( 5 ) - مب : مگر پس از آن كى فارغ شده باشد از حساب خويش چون حساب .
( 6 ) - مب : با حق عز و علا .
( 7 ) - مب : آنچه از وى مىرود مىداند و نگاه مىدارند .
( 8 ) - مب : و هرك ازين معنى غايبست .
( 9 ) - مب : و حقايق . اصل : بمتن عربى نزديكتر است .