خبر داد بر زبان انبيا صلوات اللّه عليهم اجمعين . « 1 » زيرا كه تصديق آن بود كه خبر را باور دارد پس اخلاص در آنچه فرمان باشد بجاى آرد و زبان اجابت فرمان را آشكارا كند و در آنچه فرمودهاند به طاعت بايستند و از آنچه نهى كردهاند بازايستند « 2 » و بدين معنى اشارت كرده است استاد امام ابو بكر فورك رحمه اللّه كه گويد ذكر زبان ، زيادتى نور دلست كه بر زبان ظاهر مىشود « 3 » .
سهل بن عبد اللّه گويد كه حرامست بر دلى كه بوى يقين شنيده باشد كه بعد از آن به غير حق سبحانه و تعالى التفات كند « 4 » .
ذو النّون مصرى گويد يقين به كوتاهى امل خواند و كوتاهى امل ، بزهد خواند و زهد . حكمت ميراث دهد و حكمت ، نظر در عواقب كار اقتضا كند .
[ هم او گويد سه چيزست از نشان يقين ، با مردمان مخالطت كم كردن و چون
هامش
( 1 ) - مب : پس باور داشتن حق در آنچه خبر داده است بوقت گوش داشتن به اجابت داعى بر آنچه خبر دهد از افعال خداى تعالى در مستقبل . بمتن عربى نزديكتر است و اصل ترجمه باختصار است .
( 2 ) - مب : زيرا كه تصديق در خبر دادن بود پس اخلاص بود در آنچه فرمايد بوقت اداء فرائض پس ازين پديد كردن اجابت بجميل شهادت پس ادا كردن طاعت بتوحيد در آنچه فرمودهاند و بازايستادن از آنچه نهى كردهاند . بمتن عربى نزديكتر است .
( 3 ) - مب : و استاد امام ابو بكر فورك اشارت بدين معنى كرده است چنانك شنيدم كه گفت ذكر زبان فضيلتى بود كه دل بر آن بايستد . متن عربى : ذكر اللسان فضيلة يفيض عليها القلب . ذكر زبان فضيلتى است كه حالات دل بر آن فيضان مىكند و پديد مىآيد .
اصل ، مب : هر دو ناقص است . نسخهء عكسى از روى نسخهء موزهء بغداد مكتوب سنهء 484 چنين است : ذكر اللسان فضلة . ذكر زبان مازاد و فزونى وارد قلبى است .
( 4 ) - مب : سهل بن عبد اللّه گويد حرام بود بر دلى كه بوى يقين شنود او را جز با خداى آرام بود . اصل : غلط . مب : مبهم است . متن عربى : حرام على قلب ان يشم رائحة اليقين و فيه سكون الى غير اللّه . حرامست بر دلى كه به غير از خداى آرام گيرد اينكه بوى يقين شنود .