تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
و اندرين معنى « 1 » قول خداى تعالى گفته‌اند قل انّما حرم ربّى الفواحش ما ظهر منها و ما بطن خداى فواحش را حرام كرد ظاهر و باطن ، فاحشهء باطن « 2 » حسد است . [ و اندر بعضى از كتابهاست كه حاسد دشمن نعمت من است ] « 3 » . و گفته‌اند اثر حسد اندر تو پيدا آيد بيش از آنك اندر دشمنت . اصمعى گويد اعرابيى را ديدم صد و بيست سال عمر او بود ، گفتم چه درازست عمر تو « 4 » گفت حسد دست بداشتم چندين سال بزيستم « 5 » . ابن المبارك گويد الحمد للّه كه خداى اندر دل امير من « 6 » آن ننهادست كه اندر دل حاسد من . [ و اندر اثر همىآيد كه اندر آسمان پنجم فريشتهء هست كه عمل بندهء بر وى بگذرانند ، نور او همچون نور آفتاب ، گويد بباش كه من فريشتهء حسدم ، اين عمل ببريد و به روى خداوندش باززنيد كه او حاسدست « 3 » ] معاويه گويد همه كس را خشنود توانم كرد مگر حاسد را كه جز زوال نعمت ، او را خشنود نكند « 7 » . و گفته‌اند حسد « 8 » ظالمى بود سخت بيدادگر كه نه دست بدارد و نه هيچ بگذارد « 9 » .
هامش
( 1 ) - ظ : و اندر معنى قول . ( 2 ) - مب : معنى چنان بود كه خداى تعالى فواحش ظاهر و باطن حرام كرد و فواحش باطن . ( 3 ) - مب : ندارد . ( 4 ) - مب : درازى عمر تو از چيست . ( 5 ) - مب : آنكه حسد بگذاشتم . ( 6 ) - مب : كه در دل من . ( 7 ) - اصل : حاسدان را كه خشنود نشود مگر بزوال نعمت من . ( 8 ) - مب : حاسد . ( 9 ) - مب : كه هيچ‌چيز بنگذارد و هيچ بدست ندارد . ظ : دست بندارد .