تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
و [ گفته‌اند ] چون داود طائى عزم كرد كه اندر خانه نشيند و نيّت كرد بر آنكه بمجلس ابو حنيفه رحمه اللّه آيد كه شاگرد او بود و اندر ميان علما نشيند و اندر مسألهء « 1 » سخن نگويد « 2 » چون تن وى قوى شد بر اين خصلت يك سال تمام اين رياضت بكرد پس اندر خانه بنشست و عزلت اختيار كرد . عمر عبد العزيز چون نامهء نبشتى اگر لفظى نيكو در آنجا بودى نامه بدريدى « 3 » . بشر بن الحارث گويد چون عجب آيد ترا سخن ، خاموش باش و چون خاموشى ترا عجب آيد سخن گوى . سهل عبد اللّه گويد خاموشى درست نيايد كسى را تا خلوت نگيرد و توبه درست نيايد تا خاموشى پيشه نگيرد . ابو بكر فارسى گويد هركه خاموشى او را وطن نباشد اندر فضول بود و اگرچه خاموش « 4 » بود و خاموشى نه تنها زفان راست دل را و اندامهاء ديگر را نيز خاموشى بايد . يكى ازين طائفه گفتست هركه خاموشى به غنيمت ندارد چون سخن گويد لغو بود . ممشاد دينورى گويد حكيمان كه حكمت يافتند به خاموشى و تفكّر يافتند . ابو بكر فارسى را پرسيدند از صمت سرّ ، گفت مشغول نابودن بماضى و مستقبل . هم ابو بكر فارسى گويد چون بنده سخن آن‌قدر گويد كه وى را از آن چاره نبود
هامش
( 1 ) - اصل : مسئله . ( 2 ) - مب : بمجلس ابو حنيفه همىرفت كه شاگرد او بود و در ميان علما همىنشست و در هيچ مسئله سخن نگفت . اصل : بمتن عربى نزديك‌تر است . ( 3 ) - مب : بگردانيدى . متن عربى : مزق الكتاب و غيره . نامه بدريدى و بگردانيدى . ( 4 ) - اصل : صافى . ظ : صامت .