تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
دور بود بسرّ « 1 » . از استاد ابو على شنيدم گفت آنچه مردمان مىپوشند مىپوش و آنچه ايشان مىخورند مىخور و ليكن بسرّ ازيشان جدا مىباش . و هم از استاد ابو على شنيدم گفت يكى بيامد پيش من گفت از دور جاى آمده‌ام به نزديك تو گفتم « 2 » اين حديث بقطع مسافت نيست و سفر كردن ، گامى از نفس « 3 » فراتر شو « 4 » كه مقصود تو حاصل شد . از ابو يزيد حكايت كنند گفت حق را [ تعالى ] بخواب ديدم گفتم ترا چگونه يابم گفت خود را بگذار و بيا « 5 » . ابو عثمان مغربى گويد هركه خلوت بر صحبت اختيار كند بايد كى از ياد كرد همه چيزها خالى شود مگر ياد كرد خداى ، او از همه ارادتها خالى بود از جميع اسباب « 6 » . اگر برين صفت نباشد خلوت وى بلا و هلاك بود . و گفته‌اند تنها شدن به خلوت جامع‌تر بود دواعى سلوت را . يحيى معاذ گويد بنگر انس خويش به خلوت و انس تو بازو اندر خلوت اگر
هامش
( 1 ) - اصل : با مردمان به ظاهر از ايشان جدا بود بسر . ( 2 ) - اصل : گفتند . ( 3 ) - مب : از خويشتن . ( 4 ) - اصل : شود . ( 5 ) - اصل : از نفس جدا شو . ( 6 ) - مب : بايد كى از ياد كرد همه چيزها خالى بود مگر از ياد كرد خداى تعالى و از مطالبت نفس خالى بود . متن عربى : من اختار الخلوة على الصحبة ينبغى ان يكون خاليا من جميع الاذكار الا ذكر ربه و خاليا من جميع الارادات الا رضا ربه و خاليا من مطالبة النفس من جميع الاسباب . هركه را تنهايى بر آميزش اختيار كند چنان سزد كه دل از ياد كرد همه چيزها پرداخته دارد مگر از ياد كرد پروردگار خود و دل از همه خواستها تهى كند جز آنكه خشنودى پروردگار خواهد و نيز از درخواستهاى نفس و از جميع اسباب خالى دارد .