تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
هم او راست گفت هرچه خواهى كه پوشيده بود از تو آن را بر هيچ‌كس آشكارا مكن . و از اين طايفه بود ابو القاسم الجنيد بن محمّد ، سيّد اين طايفه « 1 » است و امام ايشان بود اصل وى از نهاوند بود و مولد وى بعراق بود و پدرش آبگينه‌فروش بود قواريريش از اين گفتندى و فقيه بود ، بر مذهب ابو ثور بود و صحبت سرىّ و حارث محاسبى كرده بود و آن محمد بن على القصّاب « 2 » وفات وى اندر سنه سبع و تسعين و مأتين بود . جنيد را « 3 » پرسيدند كى عارف كيست گفت آنك از سرّ تو سخن گويد و تو خاموش باشى . و هم او گويد ما تصوّف از قيل و قال نگرفتيم از گرسنگى [ يافتيم ] و دست به داشتن آرزو و بريدن از آنچه دوست داشتيم و اندر چشم ما آراسته بود . جريرى گويد از جنيد شنيدم كه مردى را همىگفت كى او ذكر معرفت مىكرد كى اهل معرفت به خداى عز و جلّ به جايگاهى رسند كى به ترك حركات بگويند از باب برّ و تقرّب به خداى عز و جلّ . جنيد گفت اين قول گروهى باشد كه به ترك اعمال بگويند و اين به نزديك من منكر است و آنك دزدى كند و زنا كند نكوحال‌تر به نزديك من از آنك اين گويد و عارفان به خداى تعالى كارها از خداى تعالى فراگيرند و اندر آن رجوع بازو كنند و اگر من هزار سال بزيم از اعمال يك ذرّه كم نكنم مگر مرا از آن بازدارند . جنيد گويد تا توانى منقولات خانه سفالين ساز « 4 » .
هامش
( 1 ) - مب : طريقت . ( 2 ) - اصل : قصار . ( 3 ) - اصل : جنيد گويد او را . ( 4 ) - اصل : اگر توانى كه اوانى خانهء خويش جز سفال نباشد بكن .