انيس الدوله . امروز به قدر صد كبك شكار شد . شب بعد از شام خوابيديم
djemal
[ 289 ] .
روز يكشنبه بيست و هفتم [ شهر رجب ]
صبح سوار شده به عزم جرگهء درهء دينور .
در راه با دبير ، وزير ، يحيى خان ، عماد الدوله در فقرهء عارضين كرمانشاهان كه به بست توپخانه آمدهاند ، صحبت شد . آنها رفتند رو به شمال ، راه دره دينور را گرفته رانديم . حاجى آمد كه پيادهء جرگهچى بنده كم است ، برادرزادهء ميرشكار هم ناخوش شده است ( و فوت شد رحمت الله هم بهمچنين ) « 1 » كسالت و كثافتى ميرشكار داشته است . معلوم بود جرگه و فلانى نخواهد شد . همه خواجهها و . . . براى جرگه سوار شده بودند . ما و آنها ، همه خفيف شدند . رانديم . رودخانه مىآيد . از طرف دينور حالا به قدر ده سنگ آب داشت .
اطراف رودخانه همهجا دهات عماد الدوله است ، و اطراف رودخانه همه جنگل است . از درخت بيد و گز و . . . خيلى انبوه زياد اين درختهاى جنگل همه مال عماد الدوله است .
عرض دره هزار زرع مىشود . كوههاى سخت سنگى بزرگ در اطراف هست ، كه نه سواره نه پياده نمىتوان گشت . شكار دارد اما نمىشود رفت و شكار كرد . رفتيم در كنار رودخانه به ناهار افتاديم . سياچى مياچى ، چرتىها ، تيمور پيشخدمتها و . . . بودند تيمور و . . .
رفتند شكار كبك . على رضا خان ، محمد على خان ، افشار بيگ ، دكتر ، شاهزاده ، آقا على ، ميرزا على خان ، عرفانچى ، امين السلطان و . . . بودند موچول خان ناخوش است ، عرفانچى هم از بس ترسيد . هيچ حال ندارد ، بسيار كسل است . پيادهها را ميرشكار به جنگل انداخت .
قدرى فرياد كردند كه خوك درآيد . چيزى نشد سوار شده قدرى بالاتر رفتم . باز در كنار رودخانه جاى خوبى چادر زده ، الى عصرى مانديم . طرف دست چپ در بغل كوه مغارى بود .
سياچى ، ميرزا عبد الله ، مليجك ، آقا وجيه ، رفته بودند آنجا ، به زحمت زياد . پرتگاه غريبى بوده است . پاى سياچى هم زخم شده بود . تعريف مىكرد اطاق دارد از سنگ تراشيدهاند . جاهاى وسيع دارد حوض آبى دارد كه ، الان هم آب دارد . در قديم محكمه بوده است . سياچى ، على رضا خان را فريفته برد به غار . على رضا خان هم در شب تعريف مىكرد كه به زحمت زيادى رفته بوده است . [ 290 ]
حوض آب بوده است . اتاق صفه و . . . خيلى تعريف مىكرد از غرابت آنجا اما راهش
هامش
( 1 ) . جملات داخل پرانتز خارج از سطر در متن اصلى اضافه شده است .