خوابيديم . كوچك
Chirasi
روز سهشنبه نهم [ شهر ذيقعده ]
بايد رفت به حسينآباد . دو فرسنگ راه بود .
ملك قاسم خان ساخلو نايب آجودان و ساير شاملوهاست . صبح برخاستم هوا ابر [ بود ] . و برف هم مىآمد . سرد بود . رخت پوشيده ، رفتيم ، سوار كالسكه شدم . عباى ماهوت زير سنجاب [ را ] كه تازه دوختهايم پوشيده ، رفتيم ، توى كالسكه . برف هم مىباريد . خانلر خان آمد .
مرخص شد ، رفت ، اسدآباد با مشير الدوله ، بعضى فرمايشات شد . باد هم مىآمد . با برف باد و مه بود . خلاصه پيشخدمتها ، تيمور ميرزا ، سايرين ، تركيبهاى غريبى ، سر و روى خودشان را پيچيده بودند ، تماشا داشت ، [ و ] خنده داشت . الى يك فرسنگ ، كه رانديم . راه ، طرفينش دره ، ماهور ، كوه ، نزديك بود . راه كالسكه خوبى بود . بعد به بلندى رسيديم .
سرازير مىشد به جلگهء حسنآباد . جلگه خوب بود . كالسكه هم مىرفت . با كالسكه پائين رفتيم . تپه در جلو توى صحرا بود . به امين السلطان ، حكم شد ، برود بالاى آن ، آفتابگردان بزند ، ناهار بياندازند . رفتم بالا . باد شديد سردى مىآمد . به زحمت ناهار خورديم . از گردنه كه پائين آمديم ، دامنه كوه دست راست ده پير غيب بود .
ملكى خسرو ميرزا ، زير تپه توى صحرا آبادى و باغى بود تازهساز ، مشهور به عباسآباد مال آقا خان تفنگدار ، است . در دست چپ هم دهى بود . سيد شهاب ، آن هم ملكى آقا خان تفنگدار ، است . عرفانچى روزنامه خواند . يحيى خان . حاجى ميرزا على ، و . . . بودند .
بعد از ناهار ، از تپه پياده رفتم ، پائين . سوار كالسكه شدم . باز برف مىآمد . باد و مه ، گاهى بازمىشد . اما متصل برف بود . و ابر و باد ، پنج به غروب مانده ، وارد منزل ، كه حسينآباد است ، شديم . چادر زده بودند ، رفتيم ، آلاچيق ، زير كرسى . صاحب ديوان از اصفهان آمده بود . اما من نديدم . الى غروب برف ، باد [ و ] ابر بود خلاصه ، شب بعد از شام مردانه شد .
پيشخدمتها آمدند . بعد خوابيديم . . .
enis
[ 439 ]
روز چهارشنبه دهم [ شهر ذيقعده ]
امروز بايد به دولتآباد ملاير ، برويم .
چهار فرسنگ سبك راه است . صبح از خواب برخاسته . ، هوا ابر و سرد بود . باد بسيار سردى مى آمد . رخت پوشيده ، رفتم ، سوار كالسكه شديم . با مشير الدوله صحبتكنان رفتم . از امور عرايض ديوانخانه ، و مردم عرض مىكرد . صارم الدوله را خواستم . مامور به حكومت لرستان