[ جلد اول ]
« . . . فى الواقع در اين عصر ما بلكه در عصور متقدّمه من نويسندهئى به اين شيرينى و به اين جذّابى و به اين گيرندگى هرچه فكر ميكنم سراغ ندارم . . . » « محمّد قزوينى »
مستخرج از نامهء خصوصى به نويسندهء كتاب
پيشگفتار
پدر شادروانم عبد اللّه مستوفى نويسندهء اين كتاب روز آدينهء بيست و چهارم آذرماه هزار و سيصد و بيست و نه شمسى در سنّ هفتاد و چهار سالگى بسكتهء قلبى چشم از جهان فرو بست و در آرامگاه خانوادگى در صحن حضرت عبد العظيم به خاك سپرده شد .
آن مرحوم پس از نخستين چاپ اين كتاب « بواسطهء علاقه و بستگى وافر كه به زبان شيرين و فرهنگ ارجمند ادب فارسى داشتند » به پرداخت و صيقل آن دست زدند و در مواردى كه لازم بود بر آن حاشيه نوشتند امّا بدبختانه بطور كامل به اين كار توفيق نيافتند و بيش از دو جلد تمام نشده بود كه اجل مهلت نداد و فرمان يافت .
نوشتههائى كه در پائين صفحات به نظر ميرسد همه بخطّ خودشان با مداد بوده و در حقيقت يادداشتهائيست كه در نظر داشتهاند بعدا آنها را پرداخت و دستكارى نمايند .