مشهد رفتند . در همين قسمت نام دو تن سرايندهء شجرة الملوك ذكر شده است .
ز لطف خود اى ايزد كردگار * مراد صبورى و ناصح برآر
( برگ 108 ب )
بنابراين ، چنين به نظر مىرسد كه گرچه سرودن اوليه توسّط يك شاعر كه احتمالا صبورى بوده ، آغاز شده است ، امّا در ادامه ، شاعرى ديگر با تخلّص ناصح نيز در اين كار با او همراه شده است . زيرا از اين پس ، تخلّص اين هر دو ابتدا در برگ 27 الف و سپس در ترقيمهء بخش اوّل ذكر شده است . در آخرين ابيات اين بخش سرايندگان اشاره مىكنند كه پس از مرگ تيمور شاه افغان در سال 1207 شاه زمان جانشين او شد . وى پس از به قدرت رسيدن ، ملك را در حكومت سيستان ابقا كرد . سپس سرايندگان ضمن دعاى دوام حكومت اين ملك سيستان ، مىسرايند :
صبورى و ناصح تو را بندهاند * ز امداد و لطف تو پايندهاند
چو دادند اين نامه زيب تمام * شجرة الملوكش نهادند نام
( برگ 153 الف )
چنان كه پيداست اتمام بخش اوّل شجرة الملوك توسّط همين دو شاعر با تخلّص صبورى و ناصح صورت گرفته و از همه مهمتر اين است كه نام كتاب نيز در ترقيمهء بخش اول ذكر شده است .
شجرة الملوك تكملهاى نيز دارد كه رويدادهاى دوران ملوك پس از عهد ملك ناصر خان را دربرمىگيرد . اين تكمله از برگ 153 ب آغاز مىشود و در برگ 176 پايان مىيابد . بخش اول در سال 1206 و در عهد ملك ناصر خان آغاز شده و در سال 1207 اتمام يافته است . بخش دوم يا تكمله به سفارش ملك بهرام خان كيانى در سال 1213 يعنى پنج سال پس از اتمام بخش اوّل آغاز شده است و سرايندهء آن البتّه شاعرى ديگر با تخلّص ظهير است ( 155 الف و 166 ب ) .
شاعر مىگويد كه در اين سال ملك او را احضار كرد و به او گفت كه :
چو دارى به كف مايهء شاعرى * در اين پيشهء خود اگر ماهرى