ترجمهء نامه مراد پاشا صدر اعظيم به الله ويردى خان ( به اختصار )
. . . . از مضمون نامهء شاه جم جاه كه به عنوان اين خيرانديش و صداقت كيش ارسال فرمودند اطلاع حاصل گرديد . در نامهء پيشين معروض داشتم در صورتى كه نسبت به استرداد ممالكى كه به طور ناگهانى غصب شده است رضايت دهند ، ما براى تمشيت امر صلح و برقرارى مصالحه پادرميانى خواهيم نمود .
در نامهء آن اعلى حضرت و همچنين در نامهء شريف آن جناب بعضى احوال گذشته درج و به گرفتارى و اسارت خانها اشعار شده بود . بر ضمير ارباب بصيرت پوشيده نيست كه در هنگام پيش آمد جنگ بين قشون دو طرف متخاصم ، يك طرف غالب و طرف ديگر مغلوب مىشود و نوبت ديگر طرف مغلوب به صورت غالب درمىآيد . سنت الهى برين جارى است و همواره پايان و مآل جنگ برين منوال است . بنابراين افتخاربرين گونه امور انصراف از قاعدهء انصاف نيست ؟ اگر تعداد اسراى آن طرف ذكر گردد نتيجهاى غير از سوء ادب و شرمندگى نخواهد داشت .
اكنون خلاصهء كلام آن است كه در سال گذشته ، به علت نويد صلح و صلاح ، در سفر ظفر اثر تأخير شد و امسال نيز به انتظار خبر خير در منازل و مراحل مكث و آرام گرفته حركت ننموديم و سبب تأخير انتظار وصول خبر سفير صلح بود و لكن مأمورين سر حدّى آن طرف آرام نگرفتند و شنيده شد كه به قصد گزند رساندن به خاك ما تجاوز نمودهاند . بدين ترتيب ، تأخير و درنگ به يك سو نهاده براى رهائى بخشيدن بلاد مغصوبه قصد عزيمت به آن سوى نموديم .