به تركى نوشت :
براى اسلام بىخانمان و دوره گرد شدم * با هنديان ، با كفار زيادى جنگيدم
آماده بودم ، به عنوان شهيدى بميرم * ولى شكر خدا ! دلاور دين و ايمان شدم !
و به اسم خود عنوان غازى « 1 » ، يعنى مجاهد را اضافه كرد . بابر به نحوى جالب توجه به برخوردش با « محمد غوث گواليورى » ، عارف بزرگ ، ( ف . 1562 ) اشاره مىكند كه بالاترين صاحب نظر در اداى سوگند به نام خداوند بود و برادرش شاه پهول « 2 » ، بايد مشاور همايون مىشد .
فتوحات بابر ادامه يافتند ؛ او ديدارش از گواليور « 3 » را توصيف مىكند ، جايى كه تنديسهاى عظيم عريان جينىهاى مقدس ، كه امروزه هم هنگام بالا رفتن به سوى دژ گواليور ديده مىشوند ، مزاحمش بودهاند . ( 5 )
پس از پيروزى بر راناسانگها او خود را كمى بيشتر در اختيار خانوادهاش قرار داد . در سال 1528 خانمهايى از كابل به هند آمدند و هيندال هديهاى زيبا دريافت كرد ؛ طفل ده ساله يك جوهردان جواهرنشان ، يك چهار پايهء مرواريدنشان ، و لباسى شبيه لباس پدرش در اندازهء كوچك ، و يك كتاب الفبا دريافت داشت . ولى همايون جانشين پدر ، به سبب سبك نامهنگارى پيچيده و غلطهاى املايى مورد ايراد قرار گرفت . زيرا كه بابر ، خود يك اديب بود كه آثارش معيار اشعار تركى ، شريعت حنفى ، و ديگر موضوعات قابل توجه مدارك تركى جغتايى هستند ، و او نوعى خط مختص به خود به نام خط بابرى « 4 » ابداع كرده بود .
بابر به نشانهء تصرف كنندهء سرزمين دستور داد مسير آگرا به كابل را اندازهگيرى كنند و در آنجا سنگهاى كيلومتر كار گذارند ؛ او مسيرش را نيز به سمت شرق تغيير داد ، و دستور ساخت يك كشتى راحت را صادر نمود . نام كشتى آسايش « 5 » بود و چندين عرشه و كابين داشت ، اين كشتى در واقع مىبايد تمام تصاوير كشتى در مينياتورها ، و همچنين تصوير زيباى كشتى نوح را با عرشههاى متعدد و تمام حيواناتش در چندين طبقه ، تحت شعاع قرار داده باشد . ( 6 )
بابر خود با غرور مىنويسد كه رود گنگ را ورزشكارانه مثل هميشه با 33 حركت طى كرده و با همان
هامش
( 1 ) .ghazi .( 2 ) .ShahPhul .( 3 ) .Gwalior .( 4 ) .Khattbaburi .( 5 ) .asayish .