هشت لوح است :
الله ، محمد ، ابو بكر ، عمر ، عثمان ، على ، حسن و حسين .
بر اين بنده اسباب حزن و ملال شد كه از قوت دولت اروپا و ضعف دولت عثمانى و قرض بىاندازه و مخارج تازهبهتازه ، خدا نكرده عنقريب باز اين مسجد به حالت اولى عود خواهد كرد . مصداق قصيده « يحيى قرطبى » كه در واقعه اندلس گفته اينجا صادق خواهد شد ،
حيث المساجد قدامست كنايس ما * بهن الا نواقيس و صلبان
معنى المحاريب تبكى و هى جامدة * حتى المنابر تبكى و هى عيدان
و للمائب سلوان يهونها * و ما لما حل بالاسلام سلوان « 1 »
جناب گينياز مريسكى در تفليس چنين مذكور داشت كه ، « در سنهء ماضيه سلطان هفده كرور پول ايران به مصارف خاصهء خود و متعلقان خود رسانيده و وزراء از ترس نتوانستهاند دم بزنند و كم بكنند . اين فتنهء « سرب » و « بوسنه » كه صد هزار قشون در اين سال مأمور آنجا شده است روزى صد هزار ليره خرج دارد و براى دولت ، خسران عظيم شده است و بالفعل سالى چهارده كرور ليره انگليسى نفع پول استقراضى از خارجه را مىدهد . »
و باز گينياز مريسكى در تفليس به من گفت « اگر يك سال اين لشكركشى طول بكشد دولت عثمانى به كلى تمام است . نفع قروض را نيز امسال به همين جهت نصف كردهاند و اهل اروپا كه طلب دارند به شكايت برخاستهاند . »
خلاصه از مسجد اياصوفيه به آتميدانى - ميدان اسبفروشى - رفتيم كه در برابر جامع سلطان احمد است . تكلىداش - سنگ نصف شده - آنجا منصوب است و در هرطرف او اشكال حيوانات و طيور را نقر كردهاند ولى به قاعدهء نقاشى صحيح نيست . پارهاى خطوط دارد كه علامت است . آن سنگ ذو اربعة الاضلاع است و يكپارچه . بهطور مخروط بالا رفته و تقريبا دوازده ذرع ارتفاع دارد كه در قاعدهء او يك سنگ سفيد بزرگ يكپارچه است كه اشكال قديم را نقش كردهاند و خيلى شبيه است به اشكال نقش شاپور كه در شاپور كازرون فارس منقور و منقوش است . در مقابل اين تكلىداش كه يكپارچه است باز به همانطور از سنگهاى كوچك مربع مناره ساختهاند كه ارتفاع او زيادتر از تكلىداش است . عجب است در اين طول زمان از زلزله و باران آن مناره اگرچه قدرى خراب شده ولى به كلّى منهدم نشده است . اين هردو ، از بناهاى رمان قياصره است .
روز يكشنبه چهاردهم شوال :
بعدازظهر اول به تماشاى اسلحهخانه و توپخانه رفتم . از جانب دولت ، رشيد بيك ميرآلاى
هامش
( 1 ) اين ابيات از يحيى قرطبى نيست بلكه از « ابى البقاء رندى » است كه ما صورت صحيح ابيات فوق را از صفحهء 486 جلد چهارم « نفح الطيب » علامه احمد مقرى مىآوريم :حيث المساجد قد صارت كنائس ما * فيهن الا نواقيس و صلبانحتى المحاريب تبكى و هى جامدة * حتى المنابر ترثى و هى عيدانو للحوادث سلوان يسهلها * و ما لما حل بالاسلام سلوان