رقابت ميرزا آقا خان نورى با فرخ خان
معوّقه تبعه و تجار ايرانيه مقيمين ممالك عثمانى و رفع اختلافات مهمّه در سرحدات قريب شش ماه در اسلامبول توقف نمودند ، و از آن طرف وكلاى دولت عثمانى ظاهرا با كمال رأفت و مهربانى جواب مىنوشتند ، ولى فايده مترتب نمىشد . از طرف ديگر جناب اشرف ميرزا آقا خان صدر اعظم نظر به بعض جهات نمىخواست كه امين الملك به اين زوديها از اسلامبول مراجعت به دربار ايران نمايد ، و بهر نحو بود اسباب اقامت او را در اسلامبول فراهم مىآوردند . زمانى كه ميرزا ملكم خان مستشار بعد از توقف قليلى از اسلامبول از جانب صدارت عظمى احضار به ايران شد ، گويا به جناب اشرف صدراعظم چنان وانمود كرده بود كه امين الملك بنا به نخوت و غرور و تحصيل شأن و شرفى كه در اين سفر اروپا كرده است پس از مراجعت بطور يقين صدراعظم ايران خواهد شد . جناب اشرف نيز اين معنى را باور كرده على الاتصال درصدد كسر اعتبار و عظم شأن و امتداد اقامت امين الملك در اسلامبول برمىآمدند ، و اگر قوّه و امكانى مىداشت هرگز راضى نبود كه قدم به خاك ايران بگذارد ، بفاصلهء قليل نريمان خان نايب اول سفارت كبرى را نيز همراه صاحبمنصبانى كه از اروپا آمده بودند احضار به ايران كردند .
دلسرد كردن سفير
پس از چندى اين بنده درگاه مؤلف اين كتاب وقايع را جناب اشرف صدراعظم احضار نمودند و پروبال امين الملك را متدرجا مىشكستند كه از عظم شأن افتاده در انظار مردم بىكفايت و بىعقل بقلم برود ، در معيّت امين الملك به همه جهت سه نفر صاحبمنصب ماند كه آنها نيز از قواعد و اصول دولت عثمانى بىاطلاع بودند ، از تراكم امورات و مطالب مهمّه و اهمال وكلاى دولت عثمانى و عدم پيشرفت كارها دلتنگى كنى و