اعيان مملكت براى اسبتازى و نيزهبازى بميدان آنجا جمع و انگشترى در وسط ميدان نصب مىگرديد و هركدام كه از اين جوانان در اثناى اسبتازى انگشتر را با سرنيزه مىربود پسنديدهء همهء مردم و مستحق آن مىشد كه پادشاه او را در آن سال با جشن تمام خود عروسى بكند . اين عمارت مخصوص آن ايام جشنها بوده است و حالا اين رسم موقوف و عمارت نقاشخانه و خزانهء جنسى دولت شده است ، و هرهفته روز معينى دارد كه باز است براى تفرج عموم ناس ، و زن و مرد آن روز فوجفوج مشغول گشت و گردش در آنجا مىشوند .
ورود به برلن
از آنجا نيز عبور كرده عازم شهر برلن پايتخت پ روس گرديده ، بعد از طى مسافت چهل فرسخ و چيزى در مدت چهار ساعت با راهآهن وارد برلن شدند ، و دو روز در آنجا توقف گرديده بعضى از آثار مشهوره و بناهاى عاليه آنجا را تفرج كرده ، فى الحقيقه اين شهر برلن بعد از پاريس از همه پايتختها كه ملاحظه گرديده بود بهتر و حتى از وينا نيز شيرينتر و مرغوبتر و مشتمل بر پانصد هزار جمعيت و رودخانهاى موسوم به اسپر « 1 » از ميان شهر جارى و گردشگاه كشتى بود .
كاخ پوتسدام
همهء عماراتش عاليه با ميزان و كوچههايش راست و وسيع و بسيار باصفا : از جمله بناهاى ديدنى آنجا در مدت دو روز اقامت عمارت نشيمن خود پادشاه بود كه در نهايت آراستگى و پيراستگى و مثل يكى از بهترين عمارات سلاطين فرنگستان مشاهده افتاد و اين در توى شهر بود ؛ ولى عمارت سلطانى ديگرى در دو سه فرسخى ، در شهرى موسوم به پاتسدم « 2 »
هامش
( 1 ) -Spree- در اصل اسپرى .
( 2 ) -Potsdam- در اصل پاسدم .