آنجا آنچه مشاهده افتاد عمارات پادشاهى و يك كليساى عالى داشت و چيزى كه در آنجا جلوهگر شد عمارت تشريحخانه بود كه تشريح انسان و حيوانات برّى و بحرى حتى تشريح هرگونه نباتات بود كه از موم ساخته بودند و اطاقهاى ديگر از قبيل نقاشخانه و از هرجور معدنيات در آنجا جمع بود .
عبور از چند شهر ديگر
بعد از دو روز توقف و تفرج بناهاى آنجا حركت و سوار كالسكهء بخار شده در عرض راه گذر به شهر سپتويا افتاد كه از شهرهاى تسكان و سيزده هزار جمعيت داشت . توقف در آنجا نگرديده عبور و در ما بين راه از شهر ديگرى كه موسوم به بوبون و متعلق به روم بود گذر افتاد ، و آن شهر مكان معتبر و يكصد و بيست و پنجهزار جمعيت داشت . و در آنجا مشاهدهء دو تا برج مرتفعى افتاد كه يكى يكصد ذرع و ديگرى پنجاه ذرع مشهور بود ، و هردو نزديك بهم تعمير و چهار و پنج ذرع به آخر مانده متمايل بودند . و از آنجا نيز گذشته عبور از شهر فرار « 1 » كه از شهرهاى روم و بيست و شش هزار جمعيت داشت [ گرديد ] .
ورود به ونيز
رودخانهء بزرگى كه مسمّى به پو « 2 » و گردشگاه كشتى بود و قسمت مىكرد مملكت اتاليا را كه داخل دولت نمسا بود و از آنجا نيز عبور و شب را وارد بشهرى كه موسوم به پادو « 3 » بود شده منزل نمودند . و آن شهر پنجاه و يكهزار جمعيت داشت . صبح از آنجا حركت كرده وارد شهر ونيز « 4 » شديم : اين شهر ونيز مشهورترين شهرهاى اتاليا و در وسط دريا واقع و بقرار يكصد و سى هزار جمعيت داشت . خود اين شهر در جزو اتاليا
هامش
( 1 ) -Ferrara( 2 ) -Po( 3 ) -Padoue( 4 ) - ونيزVenise- در اصل : ديز