قديم ، و ميزى بسيار وسيع در وسط گذاشته و اسباب ميز ملوكانه در روى آن چيده ، پيشخدمتان زياد همه با لباس ماهوت قرمز زنجيرهدار و اپليط « 1 » حاضر ايستاده ، علياحضرت ملكه در يك سمت ميز با شوهر خود و چند نفر زن ديگر مثل زن جناب صدراعظم و غيره نشستند ، در سمت ديگر جناب ايلچى كبير در نزد نوّاب ملكزاده مقابل شوهر ملكه نشستند ، و سايرين نيز هريك در جاى خود جابجا شدند و مشغول شام خوردن گرديدند .
در سر شام موزيكانچيهاى مخصوص سلطانى در اطاق ديگر مشغول موزيك زدن شدند . علياحضرت ملكه در سر شام زياد اظهار التفات به جناب ايلچى كبير فرمودند ، و نوّاب ملكزاده طرف صحبتشان با جناب معزىاليه بود .
بعد از شام علياحضرت ملكه از روى صندلى برخاسته توجه به جناب ايلچى كبير كرده ، اول از سلامتى وجود مبارك سركار اقدس شهريارى و حالات فرخنده علامات و سنّ مبارك اعليحضرت شاهنشاهى و آداب و رسوم ايران استفسار فرمودند . و بعد اظهار رضامندى از رفتار جناب سفير كبير و اظهار افسوس از ناخوشى او نموده ، به انواع صحبتها ميل و بىغرضى خود را در دوستى دولت ايران بيان نموده فرمودند كه :
انشاءاللّه من بعد بايد مراتب اتحاد ما بين دولتين به حدى باشد كه زياده بر سابق به نظر آيد .
جناب ايلچى كبير در مقابل هريك از فرمايشات علياحضرت ملكه جوابهاى وافى كه دليل بر فرط ميل قلبى اعليحضرت اقدس شهريارى و جناب اشرف صدراعظم و ساير اولياى دولت عليّه بر دوستى و اتحاد دولت انگليس بود عرض كردند .
هامش
( 1 ) - رجوع شود به ذيل صفحهء 162 .