هنگامى كه خداوند عالم عطا فرمود يك صلح مظفّر و يك فرزند محبوب .
و همراهى صادقانهء شما مرا قادر كرد باينكه در فرانسه بنيان دولت را به رضا و مصالح خلق بگذارم ، و اين يك اهتمام مشكلى بود كه عادت بدهم ملت فرانسه را بيك رسم و وضع جديد و قانون تازه ، و حدّى بگذارم به آزادگيهاى « 1 » بىاندازهء مرافعهخانهها « 2 » ، و رفع بكنم هرج و مرج مشورتخانهها و انقلابات عزل و نصب وزراء كه بناى عمدهء اينها از آزادگيها ميشد كه به آزادگيها با هم مباحثه و جرّ و بحث مىنمودند كه بالاخره منجر به افساد و منازعه ميشد .
بدترين دشمنان آزادى نفوس در مباحثه و خشونت حرفهاى نامناسب است با تقويت موافقت اعيان ملت و با خلوصيت و باوفا بودن اهل نظام و بخصوصه به استظهار و پشتبندى نمودن اهل مملكتى كه ميدانند كه همهء ساعات من صرف شده به مصالح و منافع آنها بوده است . و من داخل نمودم به اين ولايت يك آرام و استراحت مملو از اميدوارى بدون اينكه خللى بحقوق كسى برسد .
در عالم ، فرانسه دوباره بدرجهاى رسيد كه سزاوار و شايستهء آن بود و مىتواند خود را تسليم بكند به آسايش و اصلاح كامل . خداوند تعالى ما را حمايت بفرمايد . عنقريب است كه ميتواند بگويد به ايام ما آنچه كه يك مورّخ مشهور ملتى براى ايام قونسولگرى ناپليون اول نوشته است كه همهكس با هم موافقت را داشته از آسايش و استراحت
هامش
( 1 ) - نسخهء ب : آزادىها .
( 2 ) - مراد محاكم است .