و علاوه براينها چهلچراغها نيز از سقف با قطار آويزان بود . در مرتبهء دوم اطراف اين دالان پلكان غلامگردش و گردشگاه اطاقهاى بالا بود كه در وقت گردش اين منظر مدّنظر مىشد ، از آنجا عبور نموده وارد اطاق اول شدند . ازدحام عام جمعى از زن و مرد در گردش بودند ، و از آنجا نيز عبور به اطاق ديگر شد كه در آنجا زن والى با دو دختر خود صاحب مجلس مشغول پذيرائى مهمانهاى خود بودند .
پذيرائى والى و زن و دخترانش
به رسيدن آنجا زن والى با دختران خود پيش آمده پذيرائى سفارت كبرى را نمودند ، و با جناب ايلچى كبير تعارفات زياد به عمل آوردند ، و به خانمهاى مجلس معرفى مىنمودند . مردم بود كه از هركمين متوجه تماشاى وضع لباس و تركيب ايرانيان بودند ، و در نظر همه پسنديده بود .
بعد از ديد و بجا آورد تعارفات وقت آزادى و گردش اطاقهاى عليحده بود .
ورود به طالار بزرگى گرديد كه مجلس اصلى و محل رقص مردم است ، و طول طالار قريب دويست قدم ميشد ، دور طالار دو مرتبهء كوچك و نيمتختهاى مطوّل براى نشيمن مردم تماشاكن گذاشته شده ، و اطراف كلا آئينههاى سه چهار ذرعى نصب گرديده ، هرطاقنما يكپارچه آئينه بود .
باز هم تزيينات
همهء اين اطاقها بطورهاى مختلفه مطلّا و مذهّب و تصويركارى گرديده ، هرچه اسباب چوبى و آهن از در و پنجره و ستون و صندلى و ميز و سايره بود ، عموما مطلّا و مذهّب ، و هرچه از پرده و روى صندلى و اسباب غيره بود ، هراطاق برنگ عليحده مخمل فرنگى بود . و اطراف اين اطاقها گلكارى گرديده و حوضهاى فوّاره نيز در ميان اطاقها در كار بود . دو چيز در اين مجالس اندازه ندارد ، يكى اوضاع گلكارى و ديگرى اسباب روشنائى است . سقف و ديوار اطاقها يك جا مملو مىشود با چهلچراغهاى