پانويسهاى فصل چهارم
( 1 ) - مناص : ملجأ ، پناه . فرهنگ عميد .
( 2 ) - لاله : يك قسم چراغ بلور پايهدار كه در آن شمع مىگذارند . فرهنگ عميد .
( 3 ) - در اصل : قوى .
( 4 ) - در حاشيهء نسخه نوشته : « احمد ابن حامد مصنف تاريخ كرمان است و اين عبارت به تبديل ملك به تشيع از اوست » .
( 5 ) - در اصل : بدهد .
( 6 ) - طبيخ : پخته شده ، هرچيز پخته شده مانند برنج ، گچ و آجر . فرهنگ عميد .
( 7 ) - در اصل : صرفه .
( 8 ) - سامراء فعلى .
( 9 ) - بدترين مردمان خادمين قبور ما هستند .
( 10 ) - رزين : گرانمايه ، سنگين ، استوار ، باوقار . فرهنگ عميد .
( 11 ) - يك كلمه خوانده نشد .
( 12 ) - مشكوة يا مشكاة : منفذ و جايى كه در آن چراغ بگذارند ، هر جايى كه در آن يا روى آن چراغ گذاشته شود . فرهنگ عميد .
( 13 ) - انامل : سر انگشتان ، جمع اغله . فرهنگ عميد .
( 25 ) - مسام : سوراخهاى ريز پوست بدن كه عرق از آنها دفع مىشود . فرهنگ عميد .
( 26 ) - در اصل : كاميش .
( 27 ) - محرّقه : بيمارى تيفوس را مىگويند كه تب شديد و سوزان دارد . فرهنگ عميد .
( 28 ) - در اصل : قرانتين .
( 29 ) - در اصل : خيمگاه .
( 30 ) - لنتر :
Lanterne
: چراغ پايهدار ، فانوس ، مناره ، در فارسى چراغ نفتى بىپايه را مىگويند كه از -