خدمت و ملعنت ، خيالى و تصورى بخاطرش نرسيده و مبالغى معتّد به « 1 » از تنخواه ماليات ديوانى در عهدهاش باقى مانده اكنون كه ميان رؤساى دشتى اختلافى بهمرسيده چنانچه به جهت انتظام ولايات دشتى و بقاياى ماليات ديوانى متوجه آنسامان شويد وقت و بموقع مىباشد . عرايض مشار اليه مقرون به حساب ديده ، عزم سفر دشتى را مكنون خاطر ساخته باحضار جمعيت دشتستانى و نوكر ايلغارى « 2 » و عساكر ركابى كه در بوشهر بودند فرمان داده از « دالكى » حركت و وارد « برازجان » و حاجى محمد خان برازجانى با جمعيت خود ملتزم ركاب گردانيده و از آنجا به « اهرم » آمده ، پنج شش روز در آنجا توقف كرده قريب شش هفت هزار جمعيت ،
قصد تنبيه جمال خان دشتى
از همه بابت مهيا و آماده كرده و سان ديده و جمعى ديگر از قبيل « فارسى مدان » و « مال احمدى » و جمعى از ايلات فارس كه كلا « 3 » جمعيت به قدر هشت هزار نفر ميشد فراهم آمده و از اهرم حركت و در محال « خرموج » رحل اقامت افكنده .
از آنجائى كه خلق دشتى از جمال خان رنجيده بودند و به مادر عبد اللّه خان دست بيعت داده بودند و مرحمت ما را دربارهء خودشان بسرحد كمال ميديدند ، مشار اليها با اتباع و هواخواهان خود كه قريب به دو هزار جمعيت بودند بحضور مشرف و مستعد خدمات كلى گرديدند و روز ديگر اردو را حركت داده رو بقلعهء « خجابوا » « 3 » كه از جملهء موافقين
هامش
( 1 ) - نسخهء مجلس و نسخهء ديگر « به » ندارد .
( 2 ) - نسخهء ديگر « ايلجارى » .
( 3 ) - در نسخهء مجلس « خجانوا » .