سرانجام شاهزادگان
پس از طوفانى كه نزديك سه سال زندگى شاهانهء رضا قلى ميرزا و برادر - هايش را درهم پيچيد عاقبت از رفاه و آرامشى طولانى برخوردار شدند . پس از مراجعت از لندن و استقرار در عتبات سه شاهزاده رسما تحت حمايت دولت انگليس قرار گرفته مجاور آستان ائمهء اطهار شدند .
ادوار ميتفورد
( Eoward Mittford )
كه در سال 1840 ميلادى يعنى سه سال پس از استقرار شاهزادگان به بغداد ميايد كه از راه ايران به هند برود و در بغداد مهمان كلنل تايلر قونسول انگليس بوده در كتاب سفرنامهء خودش مىنويسد :
« ما با شاهزادگان ايرانى كه اخيرا در انگلستان بودند ( رضا قلى ميرزا تيمور ميرزا و نجفقلى ميرزا ) آشنا شديم . آنها مدعيان سلطنت ايران مىباشند .
هريك سالى دو هزار ليره از دولت انگليس مقررى دارند . دو نفر ديگر از شاهزادگان ايرانى نيز در بغداد مىباشند . بموجب اطلاعى كه بدست آوردهام اين دو برادر نيز از دولت عثمانى مقررى دارند و عموهاى شاهزادگان مذكور ميباشند يعنى پسران فتح على شاه . يك عده چند نفرى از ما ( يعنى انگليسها ) بديدن آنها رفتيم و شب مهمان آنها بوديم . برادر بزرگتر على وردى ميرزا ( اللّه وردى ميرزا صحيح است ) تقريبا چهل و پنج سال دارد و ريش اجدادى خود را به ارث برده چونكه يك ريش انبوه و طويلى داشت .
برادر ديگر موسوم به سليمان ميرزا از لحاظ سن خيلى كوچكتر و جوانى قدبلند و خوشسيما اما خيلى عجول و با خشونت و حركات و رفتارش مثل يك پادشاه بود -