شتافته روز بيست و نهم اين ماه از دروازهء اصفهان شيراز با توپخانه و افواج سرباز وارد شهر شدند و ارگ را بر نواب فرمانفرما محاصره نموده پيغام فرستادند كه در پس ديوار ارگ نشستن و در را بر خويش بستن و خود را بنافرمانى در خدمت پادشاه بدنام داشتن نه راه خردمندى است زمانى كه از خوزستان تا اقصاى بلوچستان دست قدرت داشتيد كدام كار براى چنين روز پرداختيد . اگر درب ارگ نگشائيد بگوله توپ و يورش سرباز با روى ارگ را يكسان خاك كنند . اگر اذن دهيد ، تا اين بنده حاضر حضور گردم و شما را از جانب پادشاه آسوده دارم . نواب فرمانفرما به اين سخن رضا داد و نواب شجاع السلطنه با برادر همى گفت راه نجات
توطئه كشتن منوچهر خان
در اين است كه بعد از حضور ، معتمد الدوله را بيك ضرب شمشير دونيم كنيم و چون سپاهش بىسالار گردد در اطاعت ما شوند . نواب فرمانفرما اين رأى را پسنديد و ميعادى گذاشت كه چون من فلان اشاره كنم تو هم كار خود را بساز و چون نواب فيروزميرزا و جناب معتمد الدوله داخل ارگ شدند نگاهبانان از دخول بيگانگان منعى نكردند . جماعتى از سپاه نورسيده داخل ارگ شدند و نواب فرمانفرما در ايوانى نشست و شجاع السلطنه با شمشير در برابرش ايستاد . و نواب فيروزميرزا و معتمد الدوله سر بندگى بنواب فرمانفرما فرود آوردند و صحبتهاى متفرقه همى داشتند و شجاع السلطنه در انتظار اشارهء فرمانفرما بماند تا آنكه امراى نظام نظم خارج ارگ را تمام نمودند و فيروزميرزا و معتمد الدوله از ارگ درآمده سرباز قراول بر نواب فرمانفرما و شجاع السلطنه گماشتند
سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 171
مساهمون: رضا قلى ميرزا نايب الاياله
ص١٧١