و از طرفى اتهام قتل عثمان بحضرتش نمىچسبيد زيرا در دوران محاصره عثمان ، از خانهء خليفه نگهبانى ميكرد در اين صورت چگونه ميتوان معاويه را با امام حسن ( ع ) مقايسه كرد و او را كه فرزند فاطمه ( ع ) است با معاويه پسر هند جگرخوار در امر خلافت مسلمين برابر دانست .
( 1 ) معاويه در برابر چنين موقعيت خطرناكى سخت سراسيمه شد و انديشههاى يأسآورى تا سحرگاه او را در بسترش بيدار نگه مىداشت و مىآزرد و به سختى مىكوشيد تا از اين مهلكه راه فرارى بيابد و براى معارضه و مجادله نقشهاى طرح كند ولى با زيركى و نيرنگ بازى عجيبى كه داشت بالاخره براى گشودن اين گره كور ، راهى پيدا كرد و براى رفع اين ناگوارى بزرگ به دو عامل قوى پناه برد .
نخست سر كيسه را باز كرد و با پخش پولهاى كلان و دادن رشوههاى فراوان ، گردن رجال عرب را در برابر خود خم كرد و دهان شجاعان را به عشق طلا به آب انداخت . از جمله عبيد اللّه بن عباس فرمانده سپاه امام را كه تا سر حد جان با حضرتش پيمان بسته بود با پول فريب داد ، عبيد اللّه همان سردارى كه پسر عموى امام بود و از همه كس به او نزديكتر و بخاطر همين خويشاوندى ، بفرماندهى سپاه برگزيده شده بود و حتى رادمرد شجاع و راستينى چون قيس بن سعد بن عباده كه در همهء اين تلاطمها و خيانتها نسبت به امام وفادار ماند ، تحت فرماندهى عبيد اللّه تبهكار قرار داشت .
معاويه پنجاه هزار درم براى عبيد اللّه پول فرستاد و به او وعده داد كه چون به سپاه شام ملحق شود به همين ميزان به او خواهد داد و اين فرمانده خائن خود فروش و دين فروخته در سياهى شب سپاهيان امام را بىسرپرست گذاشت و به لشكريان شام پيوست .
سحرگاه سپاهيان امام ، خود را بدون امير ديدند و قيس بن سعد با آنها نماز گذاشت و اين خيانت بزرگ ارادهء سربازان را به سختى سست كرد و پيش از جنگ آمادهء فرارشان ساخت در اينجا بايد به حضرت
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 26
مساهمون: فخر الدين حجازى
ص٢٦