اذا عزمنا له خسراننا ربح * رجائنا من سوى جدواه حرمان « 2 »
فى حالتيه لنا قتل و احياء * من راحتيه لنا وصل و هجران « 3 »
مدحى له كاليد البيضاء باهرة * و فى اعاديه عند الشتم ثعبان « 4 »
له من اللّه آثار بها شرف * بذل و موهبة ، عفو و غفران « 5 »
لمن غدى ضده خبث به تعب * بخل و مسكنة ، عجز و خذلان « 6 »
ان هزّ اقلامه يوما ليعملها * تزلزلت منه فى الآفاق اركان « 7 »
و منه شدة باس حيثما ذكرت * اضحت مشايخ قبل الشيب شبان « 8 »
متى يقابله الخصم العنيد يرى * لدى ذوى اللب رحمان و شيطان « 9 »
هامش
( 2 ) - براى وى و بخاطرش تصميم كرديم . زيان ما سودى بود و به غير از عطاى وى ، اميد ما نوميدى و حرمان بود .
( 3 ) - مرگ و زندگى ما منوط به خشم و رضاى اوست ، و در شادى او ما را وصل ، بهره است و در غمش ، هجران .
( 4 ) - ستايش من دربارهى او همچون « يد بيضا » درخشان است و براى دشمنانش هنگامى كه دشنام ( گويم ) « اژدها » ست .
( 5 ) - از سوى خدا ، وى را آثارى ( پديد ) است از جمله شرف و بذل و موهبت و بخشش و بخشايش .
( 6 ) - هركس كه با وى مخالفت ورزيد بد نهادى است كه بخل و مسكنت و درماندگى و خوارى رنجش مىدهد .
( 7 ) - اگر قلمش را روزى به كار گيرد و به جنبش درآرد پايههاى سراسر گيتى از آن به لرزه درآيد .
( 8 ) - از شدت هيبت و صلابت وى هرجا يادى شده است . جوانان پيش از آنكه مراحل پيرى را بگذرانند ( يكباره ) پير شدهاند .
( 9 ) - هنگاميكه دشمن با او مواجه مىشود ، بديدهى خردمندان چنين مىنمايد كه خدا و شيطان ( روبروى هم قرار گرفتهاند ) .