تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
جاريهء حبشيه ، مساة به سنبل ، از ابو القاسم تربتى به صد تومان خريدم و روانهء طهران شدم .

روز بيست و سيم محرم .

جناب مستشار الملك اسب كرنگ چهار سال براى من فرستاد . دو تومان به جلودارش انعام دادم ، رفت .

روز بيست و چهارم .

صبح كه بناى حركت بود ، اكبر پيشخدمت نيامد . معلوم شد يك پتوى ماهوت گلى هم دزديده و نزد جعفر قلى ميرزا رفته است . ميرزا مهدى كاشى هم يك لحاف كرباسى دزديده . به اتفاق احمد كاشى آشپز به بست رفته‌اند . به هيچيك اعتنا نكرده ، مشهدى على ، فراش سابق خودم را كه نزد نايب التوليه كالسكه‌چى شده بود ، بيست و پنج هزار قرض داشت ، دادم حسين مهتر را يك تومان مساعده دادم . سر مهتر حقوردى طفيلى حسين را برداشته ، حركت كردم . منزل به منزل آمدم به مزنيان .

روز پنجم صفر .

شاهزادهء نير الدوله به مزنيان آمده بود كه برود به عباس‌آباد . خدمت ايشان رسيده روانهء عباس‌آباد شديم . عصر همان‌روز شاهزاده به عباس‌آباد آمدند . فرستادند مرا خواستند . خدمتشان رفتم . دو كله‌قند و قدرى زرشك براى ايشان شيرينى ورود آورده بودند . فرمودند آنها را به منزل خان ببريد و به من فرمودند ، زرشكها تحفه است از جانب من براى شاهزاده خانم ببريد ، خودتان نخوريد . اما قندها را اگر بخوريد ، عيب ندارد . تا مغرب نشستيم ، صحبتها كرديم . بعضى مطالب گفتند كه به عرض حضرت اجل اكرم برسانم .