پنجاه و دو تومان ، خودش بردارد . بيست و چهار تومان به كربلائى شيرين بدهد .
سهشنبهء سلخ جمادى الثانيه . تا دهم رجب تازهء قابل نوشتن نبود ، يازدهم رجب با عيال رفتيم به « شانديز » و تا ششم شعبان آنجا الحمد اللّه خوش و خرم بوديم . هفتم شعبان مراجعت به شهر كرديم . تعليقه از جناب نصير الدوله رسيد كه حالا عزيمت طهران مكن تا حكم احضار برسد . ديگر اين ايام شعبان و رمضان جز زيارت و دعا الحمد اللّه اشتغالى نبود .
روز عيد فطر
، نواب اشرف و الا ، ركن الدوله يك ثوب جبهء ترمهء لاكى به ازاى خدمت حساب سيستان و قائن التفات فرمودند . اينروزها حكم تلگرافى رسيد كه از طرف نواب و الا ركن الدوله براى سرسلامتى امير شير على خان ، در فوت عبد اللّه خان وليعهدش و رفع فتنه و آشوب تاج محمد خان و شريف خان بلوچ ، در سيستان ، به كابل بروم . براى اين عزيمت قرار شد عيال را به طهران بفرستم .
روز يكشنبهء هشتم شوال .
عيال را روانه كرده ، بدرقهء آنها تا شريف آباد ، رفتم سيصد تومان تنخواه نقد با ده نفر شتر تحويل شاهزاده خانم كردم كه آنجا انشاء اللّه قاليها را هم كه معادل هشتصد تومان مىشود ، با شترها بفروشند وجهش را معامله بدهند .
حركت موكب و الا به دره گز
روز يكشنبهء پانزدهم شوال .
نواب اشرف و الا و جناب مستشار الملك و ميرپنجه با سه فوج تخته قاپو و ترشيزى و هزار و دويست سوار و دو عراده توپ براى فتنهء « دولت مراد خان » عزيمت دره گز فرمودند .