داشتند ، حالا امسال يك خروار عمل آمده . ثلث آب ملكش مال عماد الملك است . باقى مال رعيت .
روز دوشنبهء هفتم . صبح ،
بين الطلوعين از سرايان سوار شده ، بعد از شش ساعت رسيديم به قريهء محمدآباد كه مىگويند هفت فرسخ است . نهار خورديم ، خوابيديم . عصر قاصدى از بيرجند آمد . تلگراف جناب نصير الدوله را آورد كه تمجيد از نوشتجات من و نويد به امير قائن كه عمل جنس به دلخواه او به موجب نوشتجات من درست مىشود . كاغذى هم از امير داشت مبنىبر اظهار مسرت فوق العاده از مراجعت من به بيرجند و اظهار محبت با من . كاغذى هم از شاهزاده خانم داشت مبنى بر اظهار دلتنگى از بىاعتنائى من و اينكه هشتصد ذرع زمين ، پشت باغ سپهسالار خريدهام و خانهء ننه حسن را يك ساله خريدهام .
اگر مىخواهى پول بده ، نمىخواهى جواب بده و پارهاى مهملات ديگر كه جواب ندارد .
محمدآباد ، آخر خاك تون و اول خاك قائن است . يعنى ماليات بادى آن را كه عبارت از گوسفند و شتر باشد ، حاكم تون و طبس مىگيرد و ماليات خاكى يعنى پول مزروعى را حاكم قائن . به قدر سيصد خانه رعيت دارد .
همه عرب طايفهء خنجرى . شتر بسيار دارد . اطراف اين ده محمد بلكه همه جلگهء بلوك و بلدهء تون و سرايان مرتع شتر و گوسفند خوبى است . شكار آهو مثل گلههاى گوسفند دارد و شكارچى و تفنگانداز ندارد .
حالا كه از سياحت طبس فارغ شديم ، خوب است را پرت اطلاعات اين سفر را همينجا بنويسم . يعنى در صفحهء بعد ، از جزوهء عليحده شروع شود .
راپرت اطلاعات طبس
تون چهارده فرسخى بشرويه است . قديما شهر معتبر بوده است ، حالا شهرى پربد نيست . باز مىگويند سيصد آبانبار و مسجد دارد . چند نفر تاجرى