دادخواه عصادار 69
دستور خانچى [ سمت ناظر را داشته است ] 36 ، 39
دود پولى - جعل پولى / جل پولى .
دهباشى 69 ، 70
ديوانبيگى بزرگ [ به منشى بزرگ دولت اطلاق مىشده است . ] 69 ، 70
ديوانخانه 48
رسالهچى 69
شقاول 32 ، 33 ، 35 ، 36 ، 41 ، 46 ، 47 ، 49 ، 70
صدر 69
صدور 69
طنابانه [ اصطلاحى براى ماليات املاك خالصه ] 71
طنابى [ واحد اندازهگيرى ] 68
عمل بى [ بىصاحب منصبى كه وظيفهء حفاظت امير را داشته و در سمت راست امير مىجنگيده است . ] 31 ، 69
عملدار بىفرمان 69
عمل ميرزائى 69
قاضى عسكر 70
قاضى كلان 33 ، 45 ، 69 ، 70
قراولبيگى 69
قرقانبيگى [ قلعهبيگى ، عنوان حكام ] 71
قلعهبيگى 70
قورچىباشى [ قورچى / قورجى / قوچى / قوجى واژهاى مغولى است به معنى كسى كه تيردان را حمل مىكند تيرانداز ، سلاحدار و شمشيردار آمده است ] 69
قوشبيگى [ وزير بزرگ ] 33 ، 67 ، 69
كتاول [ كتاول / كوتاول / كوتول ، واژهاى است از هندى سنسكريت به معنى « فرماندهء قلعه » فردوسى و ناصر خسرو و عنصرى نيز به كار بردهاند . به تركى جغتايى نيز راه يافته و به معناى اصلى و به شكل « كوتاوال » و « كوتاول » به كار رفته است . ] 66 ، 70
محرم [ عنوان پيشخدمتها ] 70
مفتى عسكر 70
مهتر [ عنوان وزير كشور بوده كه علاوه بر امور كشورى ، امور دربار را نيز بر عهده داشته و هميشه از نسل ايرانيان بوده است . ] 69
مهتر سفر 70
ميراسد 70
ميرزا 70
ميرزا باشى 69
ميرشب 70
نقيب [ مقام و رياست روحانى را داشته كه از بين « سادات » ( اولاد پيغمبر ) انتخاب مىشد . ] 69
يساول 47
يوزباشى تابيندار 69
يوزباشى بىفرمان 69
سفرنامه بخارا ( عصر محمد شاه قاجار ) ( فارسى ) — صفحة 92
مساهمون: حسين زمانى
ص٩٢