باعث خطر و موجب بيم است و گودالهاست كه معلوم نيست . و بعضتا شخص فرو مىرود . عجب انكه به محض غفلت سر به شاخه درخت بند گرديده پاى در ركاب مانده اسب به گودال گل فرورفته كلاه در گل كم ، به هيچ وجه چاره نمىتوان كرد . شخص انجا يا صاحبكلاه است يا صاحب كله ، اگر سر كنده نشود محض مرحمت خداوندى است هيچ مالى جز مالهاى رشتى از انجا عبور نتوان كرد اگرچه يك فرسخ است ، ولى در هواى بد ، كمتر از يك روز راه نيست .
دهات عرض راه :
فتيب ، بوسار ، چله دربند ، سيارهكنار ، ( اين دهات در جنگل است و نتوان ديد ، گويند استنكرزينه با آن سختجانى در اينجا كارى نتوانست كردن و شكست فاحشى خورد ) .
دهات متعلقه كيلگسكر كه منسوب به طالش است :
اسپينه ، زيكسر ، امندان ، خميران ، بهمنبد ، طاهر گوراب ، بيشهده ، مينابر . در گسلر چهار محله و هفت مسجد است . در دهات آن 450 « 140 » ابريشم گرفته مىشود .
[ فومن ]
در جنوبى غربى رشت دول فومن واقع است و راه ان جنگلستان و گلآلود و باريك و هيچ وقت نخشكد . جز يك تن نتوان گذشت .
در سه ورسى عينك است كه شكارگاه است و در نه ورستى شهر رود پسيخان « 141 » و در سه ورستى پسيخان رود نيشامندان است و در يك فرسخى آن ده جمعه بازار كه رودى باصفا دارد . تلمبار ابريشم كاران انجاست . از رود جمعه بازار تا پانزده بار نگذرد به راه راست نمىافتد .
از رشت تا فومن سه فرسخ و نيم .
[ فومن ] پايتخت قديم بيه پس است . اكنون ديهى است 140
هامش
( 140 ) - متن : « او » و « 450 » . همچنين مقدار « 450 » معلوم نيست .
( 141 ) - متن : بينپسه