كاروانسرا 18 ، نفوس رشت 270314 .
تفصيل حيدرى و نعمتى
كه در ايام عاشورا در رشت مستعمل است اين است كه مسلمانان عموما دو طايفهاند ، سنى و شيعه . و هريك ازين دو طايفه يا به ظاهر قران و كتاب رفتار نمايند يا به تاويل و تفسير طايفه . اول شريعتيان گويند . طايفه دوم چون با فيلسوفيه اندكى شركت دارند طريقتيان و عرفا ، اين قاعده هميشه بوده چنانچه ابوذر شاگردان خود را از قاعده طريقت درس دادى وقتى كار به جائى انجاميد كه 25 شعبه بودند . عجمان چون دين محمدى را به شمشير پذيرفتند و هنوز آتش پرستى و آفتاب و ستارهپرستى از خاطر ايشان نرفته بود ، بيشتر ميل به طريقت كردندى . چه در آن بوى تخريب دين محمدى شنيدندى و مانند نصارى رهبانيت گزيدندى با انكه از راهبانيه فى الاسلام پيغمبر ايشان گفته بود علماء اعراب براى ترويج دين عرب احاديث و اخبار گفتندى و ترغيب و تحريض مردم به ظاهر شريعت و به دوستى ائمه مىنمودند . به حدى كه پاره مردم چنان مفتون شدند كه اكنون هم دوستى ائمه را برابر با دوستى خداوند دانند . رفتهرفته از شنيدن احاديث مختلف ، آرا مختلف شد . در زمان صفويه دو نفر عارف حيدر و نعمت نام اشكار شده ، هريك جمعى را فريفته خود ساختند و بيشتر احاديث پرداختند تا انكه كار بدان رسيد كه پادشاهان صفويه خود را منسوب به آنان شمردندى . شاه عباس را پسند آمد چه در وى مصالح مملكتيه ديد و فرمان داد كه محلات خود را از يكديگر جدا سازند . وقتى شورشى ايرانيان به شاه انديشيده بودند شاه بىآنكه بيمى در دل راه دهد گفت مرا طايفه حيدرى و نعمتى بس است . اين دو طايفه ازين سخن به غيرت آمده از دل و جان به خدمت سلطان كوشيدندى . پادشاه نيز هميشه خواستى كه در شمار از يكديگر افزون نباشند . ولى محلات و خانهها جداگانه باشد .
وقتى از يكى از پادشاهان صفويه پژوهش كردند كه اگر اين دو طايفه بر تو بشورند چه خواهى كردن ، گفت به يكى از آنها