فوت سيد ، چون ديگر شاگردان وى به جستجوى قائم موعود پرداخت و زمان ظهور را آنچنان نزديك مىدانست كه گاهى نزد خود مىپنداشت كه چون كسى تاكنون ادعا نكرده شايد خود او صاحب امر باشد ؛ تا آنكه گذرش به شيراز افتاد و با ملا حسين بشرويه از ديگر شاگردان سيد كاظم رشتى كه به سيد باب ايمان آورده بود ، برخورد مىنمايد . وى هژدهمين نفرى است كه بدون تبليغ و بتفحص خود به سيد باب ايمان مىآورد و به اين ترتيب حروف « حى » تكميل مىگردد و به همين واسطه از طرف سيد باب به « نقطهء اخرى » ملقب مىشود . در مسافرتى كه سيد باب به مكه مىكند ، قدوس همراه وى بود و خطابهء سيد باب به شريف مكه را قدوس به شريف مكه ابلاغ مىكند . سپس راهى مشهد شده و پس از مدتى اقامت در مشهد به « بدشت » و از آنجا راهى مازندران مىشود . در سارى دستگير و در خانهء ملا محمد تقى مجتهد زندانى مىگردد .
بعد از پناه بردن ملا حسين بشرويه به قلعهء شيخ طبرسى ، بنا به توصيهء ميرزا حسينعلى بهاء اللّه ، ملا حسين چند نفرى را جهت آزادى قدوس به منزل ملا محمد تقى مجتهد مىفرستد . اين هنگام مصادف با مرگ محمد شاه قاجار بود و ملا محمد تقى هم قدوس را در اختيار فرستادگان ملا حسين مىگذارد و جملگى به قلعهء شيخ طبرسى مىروند و فرماندهى قلعه به عهدهء قدوس قرار مىگيرد . آخر الامر به وسيلهء مهديقلى خان - عموى ناصر الدين شاه - عدهاى از بابيان قلعهء شيخ طبرسى را دستگير و عدهاى را هم به گلوله بسته مىكشند . قدوس در بارفروش به سعيد العلما - از مجتهدين متنفذ بارفروش - تحويل داده مىشود ؛ وى
سفرنامه استرآباد و مازندران و گيلان و . . . ( فارسى ) — صفحة 234
مساهمون: ميرزا ابراهيم
ص٢٣٤