تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه استرآباد و مازندران و گيلان و . . . ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
امام‌زاده شش آستانه ، تكايا چهل و هشت [ باب ] ، مسجد دوازده باب ، مدرسه شش باب ، حمام چهارده باب ، كاروانسرا يازده باب ، دكاكين چهار - صد و شش باب . و يك محلهء يهوديها . اصل رعيت پنجاه خانه‌وارند . يك - صد تومان ماليات مىدهند . معاش آنها از عرق‌فروشى و بزازى است . كدخدائى دارند [ كه ] اسمش گرجى است . سالى بيست تومان مواجب دارد . و اين يهوديها از هر ولايت چند خانه‌وار آمدند [ و ] سيصد سال بالاتر است كه در بارفروش ساكن مىباشند . و دو باب تورات‌خانه و يك باب مكتب‌خانه دارد كه درخت خرماى دارد [ كه ] حاصل نمىآورد و شاخهاى به هم پيچيدهء او را به وقت عيد خودشان در ولايات براى يهوديان مىفرستند [ و ] يكى يك تومان آنها [ را ] مىخرند . و در دماوند هم يهودى ساكن مىباشند . و يك درخت خرما هم در خانهء يك نفر يهودى مىباشد كه سى سال است كاشته‌اند ، او هم بارآور نمىباشد . و كوچه‌هاى بارفروش ايام زمستان و بارندگى زياد گل مىشود و هيچ سنگ‌بست ندارد . و سمت قبلهء بارفروش آخر محل‌ها ، يك ميدان سبزه‌زار بىصفا ، مقابلش باغ شاه است . اول شكرسازخانهء دولتى است كه كل دستگاه و اسبابش را حاجى ميرزا محمد خان و حاجى زين العابدين از دار السلطنهء مسكو آورده‌اند و مدت هشت سال است اين كارخانه برقرار شده است . يك نفر استادكار قابل از اهل بلدهء اصفهان مسما به استاد عباس ، در آن‌جا مىباشد . اگر نىشكر را به او بدهند كه خودش در كارخانه آب بگيرد و شكر بپزد ده من از آن شكر ، پنج من قند به عمل مىآيد . و اهل دهقان از