تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه استرآباد و مازندران و گيلان و . . . ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
چپ حميدآباد [ و ] سكنهء آن كرد جان بيگ‌لو است ، وارد به فرح‌آباد مىشود .

[ فرح‌آباد ]

و خود محلهء فرح‌آباد به قرار نود خانه‌وار است . و دو محلهء ديگر هم دارد : يكى دازم‌كنده يكى سوته . يكهزار و دو تومان ماليهء ديوان است . محصولش شالى و ابريشم و مرغ [ و ] ماهى است . و سيصد رأس گا [ و ] ميش و گاو و گوسفند هم به قدر كفاف دارند . كدخدايش مشهدى يوسف ، تحصيلدار محمد باقر بيگ مهاجر هراتى [ است ] . و بناهاى شاه عباس بهادر صفوى كه جهان‌نما و راسته‌بازار و كاروانسرا و مسجد و حمام و ديوانخانه و عسكرخانه و سرطويله و غيره ، از آجر و گچ [ و ] آهك ساخته بود . يكصد و هشتاد سال است كه [ به ] « 1 » دست عساكر دولت روسيه به سردارى استين كورازى « 2 » خرابه و ويران گرديد . به اينطور كه شش فروند كشتى به عزم تجارت آمده متاع از هر قسم آوردند ، از جمله ماهوت انگليسى را ذرعى ده شاهى مىفروختند . چند روز به اين احوال بودند ، آخر الامر يك شب در سر هر گذر سيصد چهارصد نفر گذاشتند [ و ] تا اهل فرح‌آباد خبردار شدند همه را به قتل رسانيده [ و يا ] اسير نمودند و عمارات مذكور را خراب و ويران ساختند . و از آن‌جا به ميان‌كاله رفتند ، كه اهل بلد و حكام خبردار شده با قشون آمده ايشان را تعاقب نمودند كه آنها اسير را گذاشته به سلامت به وطن خود عود نمودند . كه در آن حين نوشته [ اى ] از دولت بهيهء روسيه به دولت عيلهء ايران رسيد : كه قشون و طايفهء قزاق از ما ياغى شده ظاهرا به سرحدات ايران مىخواهند چشم زخمى برسانند ، البته باخبر باشيد و مقرر نمائيد كه از سرحدات غافل نباشند . زمانى كه نوشته رسيد آنها آمده و غارت برده بودند كه از آن زمان الى
هامش
( 1 ) - در اصل : از . ( 2 ) - به كسر الف اول و سكون سين و نون و ضم كاف .
سفرنامه استرآباد و مازندران و گيلان و . . . ( فارسى ) — صفحة 108 | ميرزا ابراهيم / مسعود گلزارى