نوشته ، منوچهر لشكر برداشته روانهء ورامين مىشود كه سلم و تور مىخواستند منوچهر را به قتل برسانند . منوچهر مطلع شده هر دو را به قتل رسانيد [ ه ] و سر ايشان را بريده در سارى از براى فريدون مىفرستد . و فريدون مقرر نمود كه دو گنبد بسازند [ و ] اين سرها را دفن نمايند . از قرار [ به ] فرموده عمل نمودند و دو گنبد ساختند كه حالا خرابه [ است ] و علامتى ندارد .
حكايت مىكنند كه در عهد قديم يك نفر از اهل سارى به هندوستان رفت . شخص جوكى از اهل هند ازو پرسيد : كه كجائى هستى ؟ گفت :
مازندرانى . پرسيد : كدام شهر ؟ گفت : شهر سارى . پرسيد : گنبد سلم [ و ] تور در شهر سارى برقرار است ؟ گفت : آرى . شخص جوكى با او قرار نمود كه خرج رفتن و آمدن او را با هزار تومان پول بدهد با يك نوشته كه برگردد بيايد در شهر سارى در ميان گنبد سلم [ و ] تور سر خود را پائين گرفته نوشته را بخواند و سر بالا نكند ، به جهت اينكه پرندهء زيادى از گنبد درآمده پرواز مىنمايند .
بعد كه صدا موقوف شد از پى كار خود برو [ د ] . مازندرانى قبول كرد [ ه ] مراجعت به سارى نمود . نوشتهء جوكى را برداشته در ميان [ دو ] گنبد ، بناى خواندن را گذاشت و سر بالا نكرد و صداى پرواز پرندگان را شنيد ، ترسيده سر بالا كرد كه همان ساعت به قرار يك كوزه پول به زمين ريخت . شخص مازندرانى براى خود برداشت . بعد معلوم شد كه در گنبد پول بود و جوكى هند از طلسم گنج سررشته داشت [ و مىخواست گنج ] به اين شيوه به هندو - ستان برد . اللّه اعلم به حقايق الاحوال .
و مقبرهء شاه غازى رستم الآن در شهر سارى برقرار مىباشد .
و باروت كلّ ولايت مازندران از شهر سارى است . و شورهء باروت از سمنان و دامغان است .
سفرنامه استرآباد و مازندران و گيلان و . . . ( فارسى ) — صفحة 99
مساهمون: ميرزا ابراهيم
ص٩٩