كرد و به نزديك شاپور فرستاد بروجه هديه ، و مانى بن فتق [ 1 ] الزندبق بروزگار او بيرون آمد ، و مردمان را بدين خويش خواند ، و اين شاگرد فادرون بود [ 2 ] .
پس شاپور قصد مانى كرد ، و مانى از ايران بگريخت و سوى چين و ماچين برفت و آنجا تبعه [ 3 ] يافت و دعوت آشكارا كرد ، و مردم بسيار اندر دين او آمدند . و شاپور بر در قسطنطنيه آتشگاهى بنا كرد . و شهر جندىشاپور به ميسان [ 4 ] بنا كرد ، و فيروز [ 5 ] بناحيت نصيبين او بنا كرد .
هرمز بن شاپور
چون هرمز بر تخت سلطنت بنشست ، كارهاى مملكت را نيكو ضبط كرد ، و او مردى مبارز بود ، و با هيطالان سغد [ 6 ] حرب كرد و ايشان را مقهور كرد ، پس صلح كردند و گزيد [ 7 ] پذيرفتند ، و حد ايشان پديد كردند ، تا از آنجا نگذرند . [ 8 ] و رام هرمز و
هامش
[ ( 1 - ) ] اصل : فيق ؟ در آثار الباقيه 208 مانى بن فتق است ، كه جستى در اسماى ايرانى فاتك آورده ، مانى از ( 216 تا 277 م ) زندگى كرد . ( ماتى تقى زاده )
[ ( 2 - ) ] اصل : قاردون ؟ در آثار الباقيه 207 نام استاد مانى ( فادرون ) است .
[ ( 3 - ) ] اصل : نقطه ندارد ، ( ن ) آن را بيعه خوانده ؟
[ ( 4 - ) ] ميسان : از توابع بصره است ( نزهة ) در اصل ب نقطه ندارد . بقول طبرى ( 1 ر 486 ) در ميسان شهر شاذ سابور را بنا افكند .
[ ( 5 - ) ] مجمل گويد 64 : پيروز شاپور از ناحيت عراقست انبار خوانند .
[ ( 6 - ) ] هر دو نسخه : سعد ؟
[ ( 7 - ) ] هر دو نسخه : كرند ؟ شرح آن گذشت .
[ ( 8 - ) ] هر دو نسخه ، بگذرند ؟