و اهل درب خانه داده ، اين مقدمه را پايمال و رقمها و سفارشنامجات به جهت شاهنوازخان گرفته ، حسب الواقع خاطر خود را از اهل درب خانه و امرا جمع نموده خود را مستخلص و روانهء قندهار شده . در ظاهر در خدمت شاهنوازخان اطاعت و خدمتگزارى ظاهرى و مدارا نموده تا آنكه مقدمهء افاغنه و برهم خوردگى در حوالى قندهار شده .
شاهنوازخان الكسندر ميرزاى « 1 » برادرزادهء خود با جماعت اگارجه و قشوناتى كه ساخلاو بودهاند بر سر آن جماعت فرستاده ، خود با معدودى از غلامان و ملازمان قندهارى و چند نفر از سر كردهها به عنوان سير به باغ كه در خارج قلعه است رفته و جمعى هميشه كشيك معمولى كه در درب خانهء بيگلربيگيان كشيك مىدادند ، همراه برده از جملهء كشيكچيان مزبور جماعت افغان دستهء ميرويس بوده . در شب نوبهء كشيك ميرويس فرصت نموده نصف شب با جماعت افغان غلجايى دستهء خود ممهد كرده ، بر سر شاهنوازخان ريخته او را با جمعى از غلامان و كشيكچيان قزلباشيه گرفته « 2 » به قتل رسانيده . در همان شب قبل از آنكه اين خبر به قلعه برسد با جمعيت و كثرت خود قبل از طلوع صبح خود را به قلعه رسانيده ، همين كه دروازهبان « 3 » به طريق عادت دروازه را گشوده ، غافل داخل قلعه شده در كمال سهولت قلعهء قندهار را تصرف نموده ، پانصد نفر متجاوز در آن روز از قزلباش و گرجى و مال و اهل قلعه و منسوبان شاهنوازخان را به قتل رسانيده و جمعى از رؤسا را مقيد و محبوس و تمامى اموال و اسباب و دواب شاهنواز و عمال و اهل قندهار را تصرف و ضبط نموده نقارهء شاديانه [ زدند ] . به اسم خود كس به اطراف فرستاده [ 430 ] ولايت قندهار را به تصرف درآورده ، بعد از چندى كه خبر به مشهد مقدس [ رفت ] ، چگونگى مقدمات مزبور به درگاه معلى عرض و بعد از آن خسروخان گرجى را به منصب سپهسالارى سرافراز و دوازده هزار كس از ملازمان ركاب و قشون ساير ولايات و سرحدات بدين موجب مأمور ، خزانه و توپخانه و نقارهخانه شفقت شده ، از اصفهان در كمال استعداد حركت نموده : 4000 نفر ملازمان ركاب 8000 نفر از ملازمان سر حدات خراسان روانهء قندهار گرديده ، وارد مشهد مقدس و از آنجا روانهء مقصد شده در اول تابستان سنهء 1123 ق / 1711 م وارد قندهار و در حوالى قندهار نزول نموده اطراف قلعه را محاصره نموده .
هامش
( 1 ) - آ ، د : الكسندى ميرزا
( 2 ) - آود : با جمعى از غلامان گرفته و كشيكچيان قزلباشيه به قتل رسانيده . نم : با جمعى از غلامان گرجيه و كشيكچيان قزلباشيه به قتل رسانيده
( 3 ) - ملى : دربازهبان