تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
چهار بازار حمامى از تخته ساخته ، شهرى در نهايت كثرت و رنگينى شده هر يك از امرا و سپاه و اهل حرفه و غيره خانه‌ها و عمارات عاليه ساخته بروج را به ايشان سپرده راه آمد و شد آذوقه و مترددين مسدود و به حدى محاصره نمودند كه اهل بغداد گوشت سگ مىخوردند . به نحوى كار را بر اهل آنجا تنگ [ شد ] كه هر روز چندين نفر ، صد نفر و دويست نفر برهنه و عريان از گرسنگى از بروج و باروى قلعه خود را به زير انداخته به اردوى قزلباش مىآمدند و فعله‌گى و آب‌كشى مىكردند و ملازمت كرده قوتى به جهت خود تحصيل مىنمودند و جهت اخترمه همه روزه جمعى از عساكر را مأمور به تاخت و تاز حوالى و اطراف مىفرمودند « 1 » [ و در ايام محاصره بسيارى از عثمانلو و اعراب حوالى بغداد و بصره و حله را اسير و قتيل و مال و اخترمه بيشمار به دست غازيان شير شكار آمد « 2 » ] . مكرر احمد پاشا با جماعت اعراب و ينكچرى بسيار « 3 » و جمعيت تمام از قلعه بيرون آمده محاربات عظيمه نموده هر مرتبه شكست خورده ، بسيارى از عرب و رومى به قتل رسيده « 4 » باز فرار نموده و به قلعه رفته عساكره منصوره بغداد كهنه را به حدى خراب كردند كه اثرى از آن نمانده و كاظمين عليهما السلام و كربلاى معلى و نجف اشرف و بصره و حله را تصرف و در همه جا حكام و ضابطان و متولى « 5 » تعيين كرده از ولايات عرب و عجم و رومى تجار و زوّار و مترددين آمد و شد نموده ، در كمال امنيت و رفاه بوده تا غرّهء شهر صفر سنهء 1146 ق / 1733 م كه خبر رسيد كه هشتاد هزار قشون و عساكر رومى با توپخانهء بسيار از جانب خواندگار روم تعيين و آمده به حوالى و سرّ من رأى « 6 » مشهور به سامره رسيده‌اند [ 426 ] و به كومك احمد پاشا مأمورند . نواب سكندرشأن نيز اردوى معلى و سنگر را به محمد خان افغان و حاجى سيف الدين خان بيات نيشابورى كه سركردهء قشون بيات و ناظر سركار بود سپرده ، خود با دوازده هزار كس [ كه ] از ميان قشون انتخاب كرده [ حركت ] فرموده و قدرى از توپخانه برداشته عسكر روميه را استقبال نموده ، در ششم شهر صفر مزبور در كنار شط بغداد در حوالى سامره تلاقى فريقين شده ، چون كنار شط را كه سراب بود قشون عثمانلو داشته و قشون قزلباش از آب دور بودند . از طلوع صبح الى غروب جنگهاى عظيم شده قريب بيست سى هزار رومى به قتل رسيده ، بالاخره به سبب بى آبى و شدت گرماى عربستان و
هامش
( 1 ) - آ : اطراف آمده ( 2 ) - آ : درون قلاب افتاده است ( 3 ) - آ : و ينكچرى بسيار افتاده است ( 4 ) - ملك : رسانده ( 5 ) - ملك : متولى افتاده است ( 6 ) - آ : سر من رآ