تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 675

مساهمون:

ص٦٧٥
برادران و متعلقان او را دلدارى نموده مجددا به تربيت و نوازش مخصوص و ملحوظ گردانيد و گفت :
« إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ
* » « 1 » آرى : [ بيت ]
چنين است رسم سپهر بلند * گهى شاد دارد گهى مستمند [ بر اين‌گونه خواهد گذشتن سپهر * نخواهد شدن رام با ما به مهر ]
« فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ * *
» « 2 »
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ * * *
« 3 » و اللّه اعلم بالصواب

ذكر فرستادن لشكر به ممالك بدخشان

در اين اثنا از جانب بدخشان خبر رسيد كه شاهان از مراسم خدمتكارى و شرايط مال‌گذارى انحراف مىنمايند و در اداى آنچه معهود و معتاد بوده تسويف ( 1 ) و مماطلت را مجال و مخالطت ( 2 ) داده‌اند . حضرت سلطنت شعارى - خلد اللّه تعالى ملكه و سلطانه - بنابر شفقت و مهربانى ، سيد احمد الب قرا را كه از نوكران اعتمادى ( 3 ) بندگى حضرت بود و به رسوم سفارت و آداب رسالت تحلى يافته ، به جانب شاهان فرستاد كه ايشان را به وعد ( 4 ) و وعيد و ترغيب و ترهيب « 4 » از امورى كه موجب مخالفت بود منع كند . باشد كه بىواسطه لشكر كشيدن و خصومت انگيختن صلاح خود بينديشند و از طريق فساد به منهج سداد گرايند و بر قاعدهء معتاد و ضابطهء معهود التزام باج و خراج ، چنانچه در زمان مقدم بوده ، قبول كنند و از تمرد و عصيان كه خسران دنيا و آخرت بدان پيوسته
هامش
( 1 ) . ت : تسويت . ( 2 ) . ت : ندارد . ( 3 ) . م و ل : اعتماد . ( 4 ) . ت : وعده . ( * ) سوره 39 ، آيه 10 ، در ت اين آيه نيست . ( * * ) قسمتى از آيه 12 ، سوره 40 . ( * * * ) قسمتى از آيه 156 ، سوره 2 . ( 1 ) پاداش صابران را كامل و بىحساب مىدهند . ( 2 ) پس داورى با خداى والاى بزرگ است . ( 3 ) ما متعلق به خدائيم و به سوى او باز مىگرديم . ( 4 ) ترهيب : ترسانيدن ( غياث اللغات )