تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 674

مساهمون:

ص٦٧٤
برعكس تدبير جارى گشت و اين اميرزاده ( 1 ) پاكيزه صورت ستوده سيرت انار اللّه برهانه و ثقل بالحسنات ميزانه كه هنوز در مقتبل شباب بود ، از اين منزل فنا به دار بقاء ( 2 ) رحلت كرد و از غريب سراى « اهبطوا » « 1 » به وطن مالوف « ارجعى » « 2 » و اصل شد و به مقام
« فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ
* » « 3 » پيوست . [ بيت ]
حكم المنية فى البرية جار * ما هذه الدنيا بدار قرار فالعيش نوم و المنية يقطة * و المرء بينهما خيال سار « 4 »
حضرت سلطنت شعارى خلد اللّه تعالى ملكه و سلطانه بدين خبر موحش متالم گشته رسومى كه از لوازم تعزيت باشد ، تمهيد نمود و فرمود كه با قضاى الهى جز رضا تدبيرى نبوده و نيست و نخواهد بود . ( 3 ) شعر
فغان ز آفت اين رنج ساز راحت سوز * فغان ز گردش اين كج جهان ( 4 ) جورپرست كه صورتى كه به قرنى نگاشت خود بسترد * كه گوهرى كه به سى سال سفت خود بشكست
هامش
( 1 ) . ت : از « بر قضيت يفعل اللّه ما يشاء . . . » تا اينجا ندارد . ( 2 ) . ت : دار البقاء . ( 3 ) . ت : تدبيرى نيست . ( 4 ) . ت : اين جانگداز . ( * ) قسمتى از آيه 55 سوره 54 . ( 1 ) اهبطوا : اشاره به آيهء شريفهء اهبطوا منها جميعا آيه 38 سورهء بقره . ( 2 ) ارجعى : اشاره به آيه شريفه ،ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةًآيهء 28 سوره فجر . ( 3 ) در جايگاهى پسنديده نزد پادشاهى مقتدر . ( 4 ) حكم مرگ بر همهء انسانها جارى است - اين دنيا خانهء ماندن و قرار نيست پس زندگى خواب است و مرگ بيدارى است - و انسان بين اين دو خيال گذرائى است . اين دو بيت از قصيدهء بسيار معروف ابو الحسن التهامى است كه در رثاى فرزند خردسالش سروده است - احمد الهاشمى - جواهر الادب ص 616 اين قصيده قريب به 75 بيت است و نيز به حاشيه مرحوم قزوينى در كتاب - تاريخ جهانگشاى جوينى ج / 1 ص 240 .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 674 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )