تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 1044

مساهمون:

ص١٠٤٤
منوب : نيابت كرده شد . ( غياث ) . منهج : راه پيدا و گشاده ( غياث ) . منهمر : آب يا اشك روان گرديده و ريخته شده ( نفيسى ) . منهى : خبردهنده ، كارگاه ( دهخدا ) . منيف : پاك و بزرگ و بلند و زياده ( غياث ) . مواثيق : ج ميثاق : عهد و پيمانها و استواريها ( دهخدا ) . مؤاخات : برادرى و برادرى گرفتگى و اخوت ( نفيسى ) . مواسا : آسايش و راحت و نيكخواهى و خيرانديشى و نيكويى و احسان و غمخوارى و شفقت و همدمى و رفاقت و موافقت ( نفيسى ) . مواشى : ج ماشيه : ستور و چهارپايان ويژهء شتر و گوسپند و گاو ( نفيسى ) . مواصلت : پيوستگى و اتصال ( نفيسى ) . مواضعه : قرارداد و شركت با هم ، آگاهى از يكديگر و همرايى و گفتگوى با هم . موافقت در امرى ، با يكديگر قرار امرى نهادن ( دهخدا ) . موالات : دوستى و پيوستگى با كسى ( دهخدا ) . موالى : ج مولى : بنده ، بنده آزادشده ( المنجد ) . - آنچه مواليان بودند از ترتيب علوفات و . . . نمىآسودند ( ص 521 ) . مواهب : ج موهبة : عطيه‌ها ( غياث ) . موايد : ج مائده : سفرهء غذا ( مفردات راغب ) . از عظام شكره‌هاى طغرل و لاچين مادهء موايد آماده گردانيد ( ص 125 ) . موچه : شغل ، عمل ، منصب ، درجه ، عهده ( فرهنگ شفيع ) . مؤدى : منجر شده ، منتهى شده ( المنجد ) . - يمكن كه به مرضى مؤدى شود ( ص 56 ) . مورچل : گودالى كه در محاصرهء قلعه در گرداگرد آن كنند ، سنگر ( دهخدا ) . مورد : گلگون و سرخرنگ ( غياث ) . - كه خدايام به نشر فضائل و ذكر محاسن آن مورد ماند ( ص 385 ) مورد : راه ، طريقه ، محل ورود ، محل ، مقام ( نفيسى ) . - از غايت حرص به مورد جنگ پيوند از حيات بريده‌اند ( ص 769 ) . - هميشه از حد تيغ ايشان خنجر فتح و ظفر مورد است ( ص 807 ) . موزع : پخش‌كننده ، پراكنده ، نماينده ( نفيسى ) . موزه : يك نوع پاافزار كه تا ساق پا و زير زانو را مىپوشاند و چكمه نيز ( نفيسى ) . موسر : توانگر ، فراخ‌روزى مقابل معسر ( دهخدا ) . موسيجه : مرغى است شبيه فاخته ( آنندراج ) . موسيقار : يك نوع سازى كه از نىهاى بزرگ و كوچك ترتيب داده‌اند ( برهان ) ساز دهنى ( معين ) . موشك : قسمى آتش‌بازى كه در آن آلتى از كاغذ كلاهك مانند و به شكل موش سازند و درون آن باروت و شوره ريزند و فيتله نهند و چوبى دم‌آسا بر آن تعبيه كنند و آتش زنند و بر هوا پرتاب