شعر
گر او را سوى كوثر گرم شد راى * نسبداران گوهر باد برجاى
گر او را فيض رحمت گشت ساقى * جهان بر وارثانش باد باقى
گر او را خاك داد از تختهبندى * مباد اين تختگيران را گزندى
گر او بىتاج شد ، تاجش رضا باد * سر اين تاجداران را بقا باد
خصوصا وارث اعمار « 1 » شاهان * نظرگاه دعاى نيكخواهان
معين ملك شهرخ كآفرينش * ز نام او پذيرد نور بينش
پناه [ 1 ] خسروان شهرخ بهادر * صدف بودند آن شاهان و او در
به دولت [ 2 ] يادگار شهرياران * به شاهى تاجبخش تاجداران
ستاره پايهء تخت بلندش * فلك را بوسهگه سم سمندش
جهان را تا ابد شاه جهان باد * بدانچ اميد دارد ، كامران باد
سعادت يار او در كامرانى * مساعد با سعادت زندگانى [ 3 ]
« به حمد الله تعالى و منه » « 2 » اگر حضرت صاحب قرانى تخت مملكت را وداع فرمود ، فرزندانى به رجاحت « 3 » عقل و سماحت « 4 » خلق و رزانت « 5 » راى آراسته به اهليت ملكدارى و استعداد شهريارى شايسته كه [ اگر گل نماند گلاب مانده است ] « 6 » .
نظم
چنين خلل كه به بنيان دين درآمده بود * گر اعتماد بر اين پشتوان نبودى ، واى
* * *
گل گرچه دريغ كز چمن رفت و چو رفت * سرسبزى گلبن چمن باقى باد
اگر ماه چهارده فرو رفت ، آفتاب جهانتاب برآمده است ؛ اعنى جناب
هامش
[ 1 ] . م و ل : شاه
[ 2 ] . ت : دوران
[ 3 ] . ل : كامرانى
( 1 ) اعمار : ج عمر ، عمرها ، زندگانىها ( دهخدا ) .
( 2 ) با سپاس خداوند متعال و فضل و منت او
( 3 ) رجاحت : فضيلت و برترى ( نفيسى ) .
( 4 ) سماحت : جوانمردى و مروت ( نفيسى ) .
( 5 ) رزانت : استوارى ، وقار ( نفيسى ) خردمندى ( دهخدا ) .
( 6 ) مدت سلطنت امير تيمور گوركان سى و شش سال بود . هنگامى كه فوت كرد سى و شش پسر و پسرزادگان را ديد ( ظفرنامه شامى ، ص 966 ) . جهت اطلاع از فرزند و فرزندزادگان او ( - نسبنامه در بخش اضافات همين كتاب ) .