أَقْلامٌ
« [ * ] » » « 1 » به كتابت كفايت مثل آن كتائب وفا ننمودى ، با عدّت و اهبتى تمام كه در نگارخانهء خيال مثل آن مصوّر نگردد و شهسوار وهم دو اسبه غبار خيل آن نشكافد و شاهين فكر در هواى ادراك كمّيّت آن از پرواز بازماند و صورتگر بيان بهواسطهء نقش بندى خط چهره وصف آن نگشايد به كردار كوه آهن صف كشيده از كوه تا كوه :
شعر « [ 1 ] »
درآمد ز جاى آن سپاه گران * تو گفتى كه شد كوه و بيشه روان
و اركان زمين از بار سلاح مواكب در تزلزل آمد و سقف آسمان از زخم نعل مراكب در جنبش ، به آقسولات نزول اجلال « [ 2 ] » فرمود .
شعر « [ 3 ] »
زمين چند فرسنگ لشكر گرفت * ز لشكر جهان دست بر سر گرفت
و اطناب سراپردهء شاهى سر به عيّوق افراخت و از خيام گوناگون در آن نواحى صد گردون پديد آمد :
شعر « [ 4 ] »
از خيمه و خرگاه تو گويى كه سپهريست * پُر كوكب رخشنده همه كوه و بيابان
در آن مقام « [ 5 ] » مقرّبان حضرت خود را طلب فرموده در باب يورش و احوال اطراف از هرجهت مصلحت ديد هريك باز طلبيد هرچند حضرت قرانى را غرضى در خاطر مخمّر بودى و با خود مقرّر كردى امّا در ضمير منير مستور داشتى امرا و اركان دولت و اصحاب فطنت را طلب فرمودى و به كرّات و مرّات در آن امر طريق استشارت بهجاى آوردى و مضمون « لا صواب مع ترك المشورة » بر خاطر گذرانيدى و فايده « من استشار أولى الألباب نزل فى أبواب الصّواب « 2 » » را عمدهء حصول مراد شناختى و نصّ
« وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ
« [ * * ] » » « 3 » نصب العين داشت .
هامش
( [ 1 ] ) - ت : ندارد .
( [ 2 ] ) - ت : ندارد .
( [ 3 ] ) - ت : ندارد .
( [ 4 ] ) - ت : بيت .
( [ 5 ] ) - ت : وقت .
( [ * ] ) قسمتى از آيه 27 ، سوره 31 .
( [ * * ] ) قسمتى از آيه 159 ، سوره 3 .
( 1 ) و اگر همهء درختان روى زمين قلم شوند .
( 2 ) . . .
( 3 ) - - - ) زبده ، بخش دوم ، ج / 1 ، ص 15 .