شاهزادگان نثارها از زر و گوهر و درر عمّانى و پيروزهء پيكانى و ياقوت كانى و لعل بدخشانى برافشاندند و همچنين تا مدّت چهل روز متّصل طويهاى بزرگ بهجهت تهنيت و مبارك باد لا ينقطع . الحقّ عالميان بدان عواطف امّيدوار شدند و جهانيان بدين اساغت و احسان مطمئنخاطر گشتند و جمله از سر صدق و نياز به حضرت كارساز دست خواهش برآورده ، گفتند :
بيت « [ 1 ] »
يا رب اين كامكار عادل را * دولت و عمر جاودانش ده
هرچه از حضرت تو مىخواهد * به خداونديت همانش ده
اين جهان چون مسخّرش كردى * بعد صد سال آن جهانش ده
و السّلام « [ 2 ] » .
ذكر قشلاميشى فرمودن حضرت صاحب قرانى در آقسولات
[ 238 - ب ] در جمادى الاوّل سنهء سبع و ثمانمايه حضرت صاحب قرانى از دار السّلطنهء سمرقند بر عزيمت قشلاميشى به وقتى كه مقدّمهء سپاه دى تيغ از نيام كشيدن گرفت و طليعهء لشكر سرما دست به خنجر افراختن برد :
شعر « [ 3 ] »
به بازار دهقان درآمد شكست * نگهبان گلبن در باغ بست
طلايهء شتا اعلام سرما بر سر ما برافراخت و سپاه زمستان ز مستان باغ نهب و تاراج زرخزان بشتافت .
تهى ماند باغ از رخ دلگشانى « [ 4 ] » * نه آواز بلبل ، نه از گل نشانى « [ 5 ] »
با لشكرهايى كه اوهام بنى آدم از تصوّر يك فوج از افواج بىنهايت و امواج بىغايت آن عاجز آمدندى و اقلام اقاليم اهل عالم كه :
« وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ
هامش
( [ 1 ] ) - م : ندارد .
( [ 2 ] ) - م : ندارد .
( [ 3 ] ) - ت : ندارد .
( [ 4 ] ) - ت : دلكشان .
( [ 5 ] ) - ت : نشان .