آنگاه امناى ديوان به تحصيل مال امانى به انگوريه رفتند و پادشاه سلطان محمود و اميرزاده سلطان حسين بهادر و اميرزاده اسكندر بهادر و امير سليمانشاه و اميرزاده « [ 1 ] » رستم بن طغايبوقا را بهطرف آق شهر و قونيه روانه فرمود و حضرت صاحب قرانى در مواكب عزّ و اقبال ، ظفر بر يمين و نصرت بر يسار از انگوريه روانه گشتند . به « [ 2 ] » شش منزل بهسوى حصار آمد و عراض آن نواحى مخيّم عساكر « [ 3 ] » همايون گردانيد و چندروز در آن منزل به عشرت و نشاط اشتغال فرمود و با « [ 4 ] » شهزادگان گردون احترام و آقايان زهره احتشام و امراى كيخسروفر و بانويان زليخامنظر در صباح و رواح بهجهت استرواح روح به شرب راح التفات فرمود . چنگيان خوشآواز و بربطنوازان پردهساز و كنيزان مشكموى و ساقيان ماهروى زانو زده كاسه مىداشتند و مغنّيان طربآيين مضمون اين ابيات مىساختند « [ 5 ] » :
بيت
بيا تا به شادى دمى مىخوريم * چو فرصت نماند دگر كى خوريم
به آيين كيخسرو و كيقباد * ستانيم از چرخ گردنده داد
بياراست رامشگر شاهوار * شد ايوان به كردار باغ بهار
آنگاه از سوى حصار كوچ كرده از قراحصار گذشتند و به كوتهيه « 1 » نزول فرمود و از اهالى آن به مالى « [ 6 ] » امانى قانع شده ايشان را آسيب ديگر نرسانيد « [ 7 ] » .
باز در آنجا مجلس بزمى بياراستند ولدان « [ 8 ] » و غلمان كاسات راح ريحانى
« بِأَكْوابٍ وَ أَبارِيقَ وَ كَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ
« [ * ] » » « 2 » را پر گردانيدند و مطيفان مجلس حوالى بزم را به
« فاكِهَةٍ مِمَّا يَتَخَيَّرُونَ
« [ * * ] » » « 3 » بياراستند و خوانسالار از موايد
« وَ لَحْمِ طَيْرٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ
« [ * * * ] » » « 4 » بگسترانيدند . اطراف و اكناف مجلس بزم به حوراچهرگان
« وَ حُورٌ عِينٌ
هامش
( [ 1 ] ) - ت : امير .
( [ 2 ] ) - ت : ندارد .
( [ 3 ] ) - ت : عسكر .
( [ 4 ] ) - ت : تا .
( [ 5 ] ) - م : مىساخت .
( [ 6 ] ) - ت : مال .
( [ 7 ] ) - ت : رسانند .
( [ 8 ] ) - ت : ندارد .
( [ * ] ) اشاره به آيه 18 ، سوره 56 .
( [ * * ] ) اشاره به قسمتى از آيه 20 ، سوره 56 .
( [ * * * ] ) اشاره به قسمتى از آيه 21 ، سوره 56 .
( 1 ) منابع ديگر : « كوتاهيه » .
( 2 ) - - - ) زبده ، بخش دوم ، ج / 1 ، ص 254 .
( 3 ) - - - ) همان .
( 4 ) - - - ) همان .